تبليغاتX
.:محبت:.
به نام وجودي كه وجودم ز وجودش گشته موجود
 

محبت
وبلاگ در زمینه نقد فیلم ، عكس ،ادبیات معاصر ، شعر فارسی ، جوك و هر چی که دلتون بخواد

  صفحه نخست | عناوین مطالب وبلاگ | rss

  



نویسنده : محبت | ساعت 18:58 روز چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386
| لینک ثابت

  پیامهای نوروزی
نزديک عيده، توي خونه تکونيه دلت، مارو بيرون نکني!!!


مثل ماهي زنده
مثل سبزه زيبا
مثل سمنو شيرين
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوشرنگ
و مثل سکه با ارزش باشيد
سال نو مبارک


يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد
رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد
تنها دل ساده ايست دارايي ما
آن هم شب عيد تقديم تو باد...



نویسنده : محبت | ساعت 15:14 روز دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
| لینک ثابت

  چرا ایمان نیست؟

ای دریغا که همه مزرعۀ دلها را

علف هرزۀ کین پوشانده است...

 

و همه مردم شهر

بانگ برداشته اند که چرا سیمان نیست

 

و کسی فکر نکرد

 که چرا ایمان نیست...

 

و زمانی شده است

 که به غیر از انسان

 هیچ چیز ارزان نیست

 

  «حمید مصدق»


نویسنده : محبت | ساعت 22:53 روز پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386
| لینک ثابت

  چهار شنبه سوری
سلام چهارشنبه سوری تو راهه کاری ندارم این رسم از دوران زردشت مونده یا بعدا وارد فرهنگ ایرانیها شده ویا هر چیز دیگری...موضوع مهم اینه که ایرانیها سالهاست رسمی دارن و اونم اینه که چهارشنبه اخر سال رو جشن میگیرن و اتیش روشن میکنن تا دفع بلا و شرو هرچی که خودشون معتقدن بشه به اینشم کاری ندارم که درسته یا غلط. اما به یه چیزیش کار دارم و اونم اینه که چرا با ندونم کاری زندگی خودمون و دیگران رو به خطر می اندازیم به چه حقی شادی اول عید رو برای خانواده ها به عزا مبدل میکنیم هیچ کسی حق نداره برای شادی خودش به حریم دیگران تجاوز کنه وقتی زیر پای یه عابر بد بخت ترقه می اندازی یعنی به حقوق شهروندیش توهین کردی یا بهتره بگم فرهنگ نداری درسته فرهنگ نداری که خیلی بلاها رو به اسم شادی و جشن سر خودت و بقیه می اری. پارسال تو نظام اباد به گواهی یکی از ساکنینش که تو یکی از سایتها زده بود یه پیک نیک رو انداخته بودن تو اتیش و اون منفجر شد و یه نفر مرد. خوب این شد شادی ؟ یا به قول امروزیها فاز دادن که موجب مرگ یکی بشیم اونوقت شبا خوابمون میبره؟
شادی خوبه و هیچ کس با شاد بودن و جشن و سرور مخالف نیست اما خدا یه چیزی به ما داده که اون قدیما بهش عقل میگفتن اگه هنوز این کلمه براتون اشناست اونو به کار بندازین وازش استفاده کنین. چرا عاقل کند کاری...


نویسنده : محبت | ساعت 7:40 روز پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386
| لینک ثابت

  سریال یک مشت پر عقاب
سریال یک مشت پر عقاب تابلویی از کاپیتالاسیون را ترسیم میکند. شاید از لحاظ کار فنی کوتاهی و نواقصی در ان دیدم شود اما موضوعی که برای سریال در نظر گرفته شده موضوع قوی و در نوع خودش بکری است.
و جمله زیبایی که در یکی از دیالوگها گفته شد:به عنوان یک ایرانی از کاپیتالاسیون شرمنده نیستی؟...
از دست اندر کاران این مجموعه تشکر میکنم


نویسنده : محبت | ساعت 19:42 روز دوشنبه بیستم اسفند 1386
| لینک ثابت

  خانه تکانی
این روزا همه به فکر تمیز کردن خونه و زندگیشون هستن چون سال میخواد نو بشه میخوان همه چی باهاش نو شه اما دل هامون چی؟؟؟؟؟ نمیخوان یه تکونی بخورن سال میخواد نو شه
 چطوره از همین امروز بریم خونه تکونی دلامون نه لازمه سوپری بریم تا مواد شوینده بخریم نه زحمت زیادی میخواد فقط یه جو همت میخواد یالا پاشو تا دیر نشده زودتر از سال نو شو. باید خانه دل را تکاند...


نویسنده : محبت | ساعت 14:58 روز یکشنبه دوازدهم اسفند 1386
| لینک ثابت

  فرا رسیدن اربعین حسینی تسلیت باد
از بودن خسته ام. از درک واژه ی حیات ناتوانم.در اندوه خویش غرق شده ام .سرشار از تکرارم در این سکون زندگی. سر گردان وبی پناه بر روی دایره ی کم رنگ خلقت درجا میزنم . به نگاه آفتاب مشکوکم چرا که روزی بی رحما نه بر خورشید عالم تا ب خیره شده بود. از زلالی وصداقت آ ب بی زارم چرا که به شفافی نگاه عباس رحم نکرد.خدایا صبورا مهربانا چهل روز است که از عاشورا میگذرد قلب جها ن دیگر نای تپیدن ندارد. پس غیرت آسمان کجا رفته؟ زمین چقدر گستاخانه هنوز به زندگی ادامه میدهد. یک اربعین از اوج نامردی میگذرد. یک اربعین است که سر امام مظلومیت بر نیزه رفت و آسمان دیده و زمین تاب آورده. در سکوت وهم انگیز خیال بغض دلم میشکند گریه امان نگاهم را بریده است. قلبم در سینه پرپر میزند و مظلومیت عباس و اقتدار علی اصغر را آه میکشد. خداوندا اینک باز اربعین حسین آمده است. باز عرق شرم پیشانی انسانیت را نمناک کرده است . باز بشر از وجود خویش خجالت زده میشود. و باز مثل همیشه امام رئوف و مهربان ما حسین بن علی نگاه بخشایشگر خویش را بر بشر میتاباند و بر حاجات ما آمین میگوید. دلم دیگر از داغ علی اصغر مرده است حالا چگونه این دل میتواند در تولد دوباره زمین لبخند بزند؟ کدام تولد؟ کدام زندگی؟ کدام امید ؟ اصلا مگر میشود بعد از حسین به زندگی ادامه داد؟ نه نمیشود............ زندگی ما بعد از حسین عین محکومیت است. ای کاش از خجالت آب میشدیم تا هیچ گاه روی سیاه ما بر نگاه مادرش زهرا نیفتد. آخر هیچ جای دنیا این رسم امانت داری نیست. هیچ جای جهان این رسم اربا ب و بندگی نیست. بیایید به تمام دنیا فخر بفروشیم برای داشتن چنین اربابی . بیایید آن طور که باید لطفش را پاس داریم و حرمتش را نگاه داریم .


نویسنده : محبت | ساعت 7:13 روز سه شنبه هفتم اسفند 1386
| لینک ثابت

  

هست آن نیست که هر لحظه کنارت باشد

هست آن است که هر لحظه بیادت باشد...

 


نویسنده : محبت | ساعت 8:2 روز پنجشنبه دوم اسفند 1386
| لینک ثابت


وبلاگ