نویسنده : محبت | ساعت 8:20 روز شنبه سی ام آذر 1387
| لینک ثابت
كفشهاي شيعه
حتما میدانید که روز یکشنبه در جریان یک کنفرانس خبری در بغداد،
خبرنگار عراقی به نام منتظر الزیادی، دو لنگه کفش به سمت بوش پرتاب کرد.
با اینکه این خبرنگار کفشها را خیلی خوب پرتاب کرد، اما جورج بوش با
چالاکی که از او انتظار نمیرفت، جای خالی داد و جان سالم به در برد!اما اين كار منتظر الزیادی بازتاب گسترده اي در ميان مردم جهان داشت و خيل عظيمي از مردم را شاد كرد . اين اس ام اس مال روز غدير بود اما با دوسه روز تا خير تو ويلاگم ميذارم...
فردوس ماكتيست ز ايوان كوي تو
يوسف اسير جلوه و مبهوت روي تو
شيعه خبر نگار غدير است در جهان
كفش تمام شيعه نثار عدوي تو
نویسنده : محبت | ساعت 7:50 روز شنبه سی ام آذر 1387
| لینک ثابت
تفاوت نگرش !
دو نفر فروشنده کفش از طرف یه شرکتی اعزام
میشن به یه جزیره برای بازاریابی ... وقتی وارد میشن میبینن تمام ساکنین
اون جزیره پابرهنه اند و بدون کفش زندگی میکنن .... اولی سریع یه تلگراف میزنه که آقا من دارم برمیگردم اینجا هیچ کسی کفش نمیپوشه ... ... ولی
دومی که حسابی هم ذوق زده شده بوده یه تلگراف میزنه ... آهای سریع برای من
ده هزار جفت کفش بفرستین ... اینجا همه مردم کفش لازم دارند ! . .. ...
به این میگن تفاوت نگرش !
نویسنده : محبت | ساعت 7:42 روز شنبه سی ام آذر 1387
| لینک ثابت
يلدا
صبح صادق ندمد، تا شب
يلدا نرود
سعدي
واژه
يلدا سرياني و به معني ولادت است. ولادت خورشيد ( مهر، ميترا ) و روميان آن را
ناتاليس انويکتوس يعني روز تولد ( مهر ) شکست ناپذير نامند.
بنابر باور
پيشينيان، در پايان اين شب دراز، که اهريمني و نامبارکش مي دانستند
( و مي
دانند )، تاريکي شکست مي خورد، روشنايي پيروز و خورشيد زاده مي شود و روزها رو
به بلندي مي نهد، و : « ... نام اين روز ميلاد اکبر است، مقصود از آن انقلاب شتوي
است. گويند در اين روز نور از حد نقصان به حد زيادت خارج مي شود، و آدميان نشو
و نما آغاز مي کنند و "پري" ها به ذبول و فنا روي مي آورند. »
جشن
خانوادگي : برگزاري مراسم يلدا، اگر بتوان نام جشن بر آن نهاد، آييني خانوادگي
است، و گردهمايي ها به خويشاوندان و دوستان نزديک محدود مي شود. در کتاب ها و
سندهاي تاريخي به برگزاري مراسم شب يلدا اشاره اي نشده است. ابوريحان بيروني از
جشن روز اول دي ماه، که آن را
خرم روز
نامند، در دستگاه حکومتي و پادشاهي ياد
مي کند و نامي از شب يلدا در ميان نيست، که مي توان به دليل خانوادگي و همگاني
و غير رسمي بودن آن دانست.
کنار کرسي : بي گمان براي جوانان نسل امروز کرسي
گذاشتن، کنار يا دور کرسي نشستن نياز به توضيح و توصيف دارد. ابزارهاي گرمازاي
تکنولوژي جديد - و نيز عامل هاي ديگر - کرسي و فرهنگ مربوط به آن را به دست
فراموشي سپرده است. در زمستانها، استفاده از کرسي براي گرم کردن خانه و دور
کرسي نشيني معمولا از شب يلدا، نخستين شب زمستان، شروع مي شد و تا پايان چلهً
بزرگ - و در برخي خانواده ها تا پايان چلهً کوچک - ادامه داشت. اعضاي خانواده
از کوچک و بزرگ، دور کرسي، که روي آن را ميوه و آجيل پوشانده بود، مي نشستند.
تا مي توان ز فرش چو کرسي جدا مباش آتش به فرق ريز و مکن اختيار برف (
ميرالهي همداني )
خوراک : در همهً جشن ها و آيين ها، در جامعه هاي ابتدايي يا متمدن، خوردن و آشاميدن
بخشي از مشغوليت ها و سرگرمي هاي جمع را تشکيل مي دهد.
براي شب يلدا، خوراک
ويژاه اي نمي شناسم، و تهيه شام بستگي به وضع اقتصادي و روند تغذيه خانواده
دارد. خوردني هاي ويژه شب يلدا ميوه هاي فصل تابستان چون خربزه، هندوانه، انگور،
انار، سيب، خيار، به و مانند آن است. ميوه هايي که مي بايستي در اين شب تمامي
آنها بجز سيب و به خورده شود و چيزي براي فردا، يعني فرداي زمستان باقي نماند.
ميوه هايي را که شب يلدا بر آن مي گذشت نمي خوردند.
فال
حافظ : يکي از رسم هاي شب يلدا، فال حافظ گرفتن است. اگر رسم ها و آيين هاي
ديگر يلدا را ميراثي از فرهنگ چند هزار ساله بدانيم ( که بايستي چنين باشد )،
ولي فال حافظ گرفتن در شب يلدا - و نيز در تيرما سيزه شو ( جشن تيرگان در
مازندران ) - در سده هاي اخير به رسم هاي شب يلدا افزوده شده است. محمود
روح الاميني
داستان از ميوه هاي سر به گردون ساي اينك خفته در تابوت پست خاك مي گويد.
باغ بي برگي
خنده اش خوني است اشك آميز.
جاودان بر اسب يال افشان زردش ميچمد در آن.
پادشاه فصلها پاييز.
(مهدي اخوان ثالث)
نویسنده : محبت | ساعت 7:27 روز جمعه بیست و نهم آذر 1387
| لینک ثابت
ضدحال
ضدحاليعني وقتي منتظر فيلم مورد علاقت هستي برق بره
ضدحال يعني بعد از كلي مصيبتكه بابات برات موبايل ثبت نام كرده همه سيمكارتا بياد جز مال تو
ضدحال يعني يه جلسه سر كلاس نري فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب كنه
ضدحال يعني با شكم گرسنه بري تو صف ژتون تموم كرده باشن
ضد حال يعني يه مانتوخوشگل بخري همون روز اول گير كنه به صندلي پاره بشه
ضد حال يعني اينكه ناخواسته ديس كانكت شي
ضد حال یعنی این مطلبو بخونی نظر ندی!
نویسنده : محبت | ساعت 8:24 روز چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
| لینک ثابت
جملاتي از امام علي (ع)
بهترين بي نيازي ترك آرزوهاست
كسي كه آرزوهايش طولاني، كردارش نيز ناپسند است.
بخشنده باش اما زياده روي نكن، در زندگي حسابگر باش اما سختگير نباش
نویسنده : محبت | ساعت 8:11 روز چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
| لینک ثابت
اس ام اس ...از همه نوع
مردها بر اثر کمبود عاطفه ازدواج میکنند، بر اثر کمبود حوصله طلاق میدهند، و بر اثر کمبود حافظه دوباره ازدواج میکنند
روزگارم گله مندی شده است من بگريم تو بخندی شده است
ازدلم یاد نکردی شاید،عشق هم سهمیه بندی شده است
امیدوارم خوشبختی مثل سگ پاچتو بگیره، مثل سوسک از سر و روت بالا بره، مثل انگل تو وجودت خونه کنه و مثل sms پشت سر هم واست بیاد.
اگه
خوابی بیدار شو. اگه بیداری بشین. اگه نشستی پاشو . اگه راه میری بدو .
اگه میدویی یه پشتک بزن. و خوشحال باش که از طرف من واست اس ام اس اومده.
درزندگی مثل زودپز باش هر وقت جوش آوردی، در کمال آرامش سوت بزن.
درزندگی مثل زودپز باش هر وقت جوش آوردی، در کمال آرامش سوت بزن.
آن روز که همه به دنبال چشم زیبا هستند، تو به دنبال نگاه زیبا باش.
دکتر علی شریعتی
حیف نون داشته دعا می کرده: خدایا منو نیامرز!
ازش می پرسن چرا این جوری دعا می کنی؟ می گه دارم شکسته نفسی می کنم!
از حیف نون می پرسن دو دو تا؟ می گه چهار تا… گند می زنه تو جوک!
اول اینو بفرستید:
می نویسم نامه ای با برگ زیتون
فراموشم نکن ای دوست شیطون
اگر جواب نداد اینو بفرستید:
پیامی فرستادم با برگ پسته
جوابم را بده گردن شکسته!
نویسنده : محبت | ساعت 17:14 روز سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
| لینک ثابت
فقط در يك ثانيه صاحب يك ميليون دلار شويد
مردي در حال عبادت خدا بود كه گفت؛ اي خداي من؟
مرد صدايي شنيد كه گفت: بله؟
سپس مرد آب دهانش را قورت داد و گفت: خداوندا آيا ميتوانم سؤالي از شما بپرسم؟
خداوند پاسخ داد: آري بپرس.
مرد گفت: خداوندا يك ميليون سال براي شما چگونه است؟
خداوند گفت: يك ميليون سال براي من فقط يك ثانيه است.
مرد شگفت زده شد و گفت: خداوندا يك ميليون دلار براي شما چگونه است؟
خداوند پاسخ داد: يك ميليون دلار براي من مثل يك ريال است.
مرد به سرعت گفت: خداوندا مي تونم يك ريال داشته باشم؟
خداوند با خوشرويي پاسخ داد: حتماً ... يك ثانيه صبركن تا در اختيارت قرار گيرد!!
منبع: فارس
نویسنده : محبت | ساعت 17:31 روز دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387
| لینک ثابت
لباس هاي كثيف
زن
و مرد جوانی به محله جدیدی اسبابکشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن
متوجه شد که همسایهاش درحال آویزان کردن رختهای شسته است و گفت:
«لباس ها چندان تمیز نیست. انگار نمی داند چطور لباس بشوید. احتمال باید پودر لباسشویی بهتری بخرد.» همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت. هربار
که زن همسایه لباسهای شستهاش را برای خشک شدن آویزان میکرد زن جوان
همان حرف را تکرار میکرد تا این که حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن
لباسهای تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: «یاد گرفته چطور لباس بشوید. ماندهام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده!» مرد پاسخ داد: «من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجرههایمان را تمیز کردم!» به قول سهراب چشمها را بايد شست جور ديگر بايد ديد...
نویسنده : محبت | ساعت 8:44 روز دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387
| لینک ثابت
عيد غدير مبارك
بوی خوش بهشت از کنار آن آبگیر، یعنی غدیر عرشیان و بهشتیان، جان ها را می
نوازد این چه بوی خوشی است که حتی پس از عبور صدها سال هنوز فضای جان
مشتاقان را می نوازد.
غدیر تکرار اولین است در کلام آخرین، همان کلام نورانی که در اولین پیام،
علی را به برادری و وصایت خواند و در غدیر، اعلام ولایت و امامت او را
فرمود.
مهر بی مثال از آفتاب، نورانی تر و گرما بخش تر، صبحگاهان به اشارت او سر
از خواب بر می دارد. ستارگان آسمان نیز وامدار نیم نگاه اویند و ما هم
جرعه نوش جام ولای آن بزرگ، آن عزیز، آن مهربان تر از پدر، آن جاری از
باران و آن خوب تر از پاکی که:
شرف، بازوت گیرد تا بخیزد
محبت، آب بر دست تو ریزد
چه گویم مهربانی مادر توست
نگاه راستی در جست و جویت
و ما چه گوییم تو ای مهربان مولای کریم، که پایمردانه بر زبر کائنات
ایستاده ای و زمین و هر آنچه در آنست در مشت تو و زمان، رشته آویخته از
سرانگشت تو. ورود عظیم تاریخ جویباری که خیزاب امواجش از قوزک پایت در نمی
گذرد.
و ما با کدامین زبان و احساس تو را روایت کنیم تو ای که پیامبر در شانت فرموده است:
“هر کس علی را در قلبش دوست بدارد، خداوند ثواب تمام بندگان را به او عطا می فرماید.”
تو را با کدامین زبان بسرائیم که خداوند در قرآنش در آیات مختلف تو را مدح فرموده است و زیباتر آن که شاعر سرود:
فی شانک قد نزل القرآن و ما دمک الله اکبر.
و اینک وارث غدیر، صاحب دست بیعت علوی، مالک ملک حیدری، والی سرزمین
صفدری، مهر سپهر سروری، حجة بن الحسن العسکری در کنار غدیر روزگاران
ایستاده است و از سر شوق و افتخار بر دستان مبارکش بوسه می زنیم و بر بیعت
با او دل نازنین صدیقه کبری، فاطمه زهرا علیها السلام را شادمان می سازیم.
خجسته عید سعید غدیر خم، عید امامت و ولایت، بر دل دادگان آستان هدایت و شیعیان رهرو سعادت مبارک و تهنیت باد.
نویسنده : محبت | ساعت 7:48 روز دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387
| لینک ثابت
صدای پای آب...تلخ طنز
اهل ایرانم. روزگارم بد نیست. بدهی ها دارم، و طلبکارانی، و دریغ از پولی. مدرکی دارم، بغل کوزه آب. دوستانی، مایه ی رنج و عذاب. و خدایی که فراموش شده: بین ثروتمندان، توی آن برج بلند. روی کشتی بر آب، توی قانون دلار.
من بدهکارم. قبله ام یک چک ناب. جانمازم سکه، مهرم پول. بانک، سجاده من. من از آن وام به صد زاری و خواهش گیرم. که درآن جریان دارد آه. جریان دارد اشک .
استخوان، پشت لباسم پیداست: همه اعضای وجودم متزلزل شده است. من غذایم را وقتی می خوارم(!) که همه پولش را باد، برده باشد سر آن جیب لباس. من غذایم را،
با کمی نان و کمی خون دلم می خوارم(!) فوق آن نان و پنیر .
کعبه ام جوجه کباب، کعبه ام توی خیالات است. کعبه ام هی الکی،
می شود موی دماغ، میکند دل را داغ. قبض برق و آبم روی آن تاقچه است .
اهل ایرانم. پیشه ام بیکاری ست: گاه گاهی شعر چرندی دارم، می فروشم به شما تا به پولی که از آن می گیرم نفس معده ی من تازه شود. چه خیالی، چه خیالی، ... می دانم سفره ام بی نان است. خوب می دانم، کاغذ دفتر شعرم کاهی ست.
http://tanzetanz.blogfa.com/
نویسنده : محبت | ساعت 7:45 روز دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387
| لینک ثابت
طمع...طنز به قلم سید عیسی برقعی
آمده است در روایات، رندی که بازنشسته بودندی و در دل پر از غم و غصه
بودندی روزی به قصد پیاده روی و گذران اوقات ِ بی کاری از منزل بیرون
شدندی.
و چون مدتی بی هدف طی طریق نمودندی در
نزدیکی میدان اصلی شهر به جمعیتی عظیم و صفی طولانی برخوردندی و چون از
علت این صف طولانی جویا شدندی رندی او را گفتندی که والی شهر روی کرم
بنمودندی و صد دینار بر جیره ی رعایا افزودندی…
کرم بنموده والی بر رعایا
زبان قاصر شد از او را سجایا
پیر پرسیدندی که این مبلغ آیا بر این هیاهو و صف طولانی بیارزد؟!
پس رند پاسخ دادندی که ای پیر تو از اهمیت آن نادانی که این گر این مبلغ
را در دوازده برج سال اخذ کنی هزار و دویست دینار گردد و چون بیست سال در
گرفتن آن استمرار جویی به دویست و چهل هزار دینار رسد؛ که گر در حساب ویژه
ی طلاییه بانک پارسیان پس انداز نماییدوبرابر شده و چانصد هزار دینار گردد
که به حساب بازار هر برج پانزده هزار دینار سود از آن عاید گردد و چون این
مبلغ بر آن افزون شود از هزار هزار دینار سر زند!!!!!
پیر خنده ای بکردندی و بگفتندی:
این تو هستی که نادانی، که گر این مبلغ را هر ماه اخذ نمایی روزی سه دینار
گرفتی که گر سقزی بهر اولادت خری تمام گردد… پس من آن نگیرم!
این بگفتندی و سر به زیر افکندندی و برفتندی و چون سر بازگرداندندی رند را دیدندی که هنوز در حال اجماع و تضریب اعداد بودندی…
قناعت پیشه گان را کام باشد
مبر آز و طمع در حسرت گنج
ببر لذت از آنچه داری اکنون
طمع کاری کند، عمرت پر از رنج
نویسنده : محبت | ساعت 7:35 روز دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387
| لینک ثابت
نویسنده : محبت | ساعت 8:33 روز یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387
| لینک ثابت
آخرين اخبار از اخراجيهاي 2
فيلمبرداري
پروژه سينمايي «اخراجيها2» به کارگرداني مسعود ده نمکي همزمان با عيد
سعيد قربان در شهرک سينمايي دفاع مقدس به پايان رسيد. ادامه مطلب
نویسنده : محبت | ساعت 6:51 روز جمعه بیست و دوم آذر 1387
| لینک ثابت
اس ام اس ...از همه نوع
اگه دیدی یه سوسک پشت و رو افتاده و داره دست وپا میزنه ، فکر نکن زدنش ، داره به قیافیه ی تو میخنده
از خدا پول خواستم بانک داد ، درخت خواستم جنگل داد ، اتاق خواستم خونه داد ، حالا میترسم تو رو بخوام یه گله گوسفند بده
معلم: حمید بگو ببینم آفریقا کجاست ؟ حمید با گریه : آقا ! چرا هر چی گم می شه از من سراغشو می گیرید ؟
پیر زنه به پیر مرده میگه : عزیزم ! توی نودمین سالگرد ازدواجمون چی می خوای ؟ پیر مرده : یک لحظه سکوت !
قطعه ای از شاهکار ادبی غضنفر : شب بود و
خورشید به روشنی می درخشید پیرمردی جوان یکه و تنها با خانواده اش در سکوت
گوش خراش خیابان قدم زنان ایستاده بود
تو که از کوچه ی مشتاق دلم می گذری کوچه بن بست است باید دور بزنی!
زلیخا در چه فکریه ... یوزارسیف هم بسیجیه ....
اگه یه روز بری سفر بری ز پیشم بی خبر.......... فقط سوغاتی یادت نره
ما ز یاران چشم یاری داشتیم .... هندوانه کاشتیم اما کدو برداشتیم
من ساده و یکرنگم ..... من عاشق دلتنگم ..... صد بار بزن قطع کن ..... من عاشق تک زنگم
اتل متل ستاره .... گلم دوستم نداره ..... نه اس ام اس نه یک زنگ .... دلم شده براش تنگ
نویسنده : محبت | ساعت 9:7 روز پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387
| لینک ثابت
برگزيدهای از بيانات رهبر معظم انقلاب در مورد ازدواج جوانان
خداوند از زن و مرد تنها خوشش نمیآيد
خدای
متعال از زن و مرد تنها خوشش نمیآيد، مخصوصا آنهايی كه جوانند و بار
اولشان است. مخصوص جوانها هم نيست. خدای متعال از زندگی مشترك و مزدوج
خوشش میآيد. آدم تنها، مرد تنها و زن تنها كه همـه عمر را به تنهايی
میگذراند، از ديد اسلامی چيز مطلوبی نيست . مثل يك موجود بيگانه است در
مجموعه پيكره انسانی. اسلام اين طور خواسته كه خانواده، سلول حقيقی مجموعه
پيكره جامعه باشد نه فرد تنها.
خطبه عقد 75/10/0
مال و جمال، يا كمال؟ كدام انگيزه؟
اگر
چنانچه كسی بخاطر مال و جمال ازدواج كند، طبق روايت ممكن است خدای متعال
مال و جمال را به او بدهد و ممكن هم هست كه ندهد. اما اگر چنانچه برای
تقوا و عفاف قدم بگذارد و ازدواج بكند، خدای متعال به او مال هم خواهد داد
جمال هم خواهد داد. ممكن است كسی بگويد جمال كه اعطا كردنی شنيست؛ يك كسی
يا جمال دارد يا ندارد! معنايش اين است كه چون جمال در چشم شما و دل شما و
در نگاه شماست، اگر انسان كسی را خيلی هم جميل نباشد، دوست داشت او را
جميل میبيند. وقتی كسی را دوست نداشت هر چقدر هم جميل باشد به نظر او
جميل نمیآيد.
خطبه عقد 77/10/13
مرد قوام است و زن ريحان
اسلام
مرد را قوام و زن را ريحان میداند. اين نه جسارت به زن است نه جسارت به
مرد. نه ناديده گرفتن حق زن است نه ناديده گرفتن حق مرد؛ بلكه درست ديدن
طبيعت آنهاست. ترازوی آنها هم اتفاقا برابر است؛ يعنی وقتی جنس لطيف و
زيبا و عامل آرامش و آرايش معنوی محيط زندگی را در يك كفه میگذاريم، و
اين جنس مديريت و كاركرد و محل اتكا بودن و تكيهگاه بودن برای زن را هم
در كفهی ديگر ترازو میگذاريم، اين دو كفه با هم برابر میشود. نه آن بر
اين ترجيح دارد و نه اين بر آن.
خطبه عقد 78/12/22
مفهوم خوشبختی
خوشبختی
عبارت است از آرامش، احساس سعادت و احساس امنيت. جشن و اسراف و زيادهروی،
كسی را خوشبخت نمیكند. مهريه و جهيزيه هم كسی را خوشبخت نمیكند.
پایبندی به روشِ شرع است كه انسان را خوشبخت میكند.
خطبه عقد 75/02/10
اصل قضيه "عشق" است
اگر در زندگی محبت وجود داشت، سختیهای بيرون خانه آسان خواهد شد. برای زن هم سختی های داخل خانه آسان خواهد شد.
خطبه عقد 77/08/11
در ازدواج، اصل قضيه محبت است. دخترها و پسرها اين را بدانند. اين محبتی كه خدا در دل شما قرار داده حفظ كنيد.
خطبه عقد 74/10/17
دختر
و پسر، عروس و داماد به هم محبت بورزند؛ چون آن محبت ملاطی است كه اينها
را برای هم حفظ میكند، در كنار هم نگه میدارد و نمیگذارد از هم جدا
شوند. محبت خيلی چيز خوبی است. محبت كه بود وفاداری هم هست.
خطبه عقد 76/09/24
نویسنده : محبت | ساعت 9:33 روز چهارشنبه بیستم آذر 1387
| لینک ثابت
طنز
مرد جوون: ببخشين آقا ، می تونم بپرسم ساعت چنده؟
پيرمرد: معلومه كه نه!
جوون: ولی چرا؟! مثلا" اگه ساعت رو به من بگی چی از دست ميدی؟!
پيرمرد: ممكنه ضرر كنم اگه ساعت رو به تو بگم!
جوون: ميشه بگی چطور همچين چيزی ممكنه؟
!پيرمرد: ببين... اگه من ساعت رو به تو بگم ، ممكنه تو تشكر كنی و فردا هم بخوای دوباره ساعت رو از من بپرسی!
جوون: كاملا" امكانش هست!
پيرمرد: ممكنه ما دو سه بار ديگه هم همديگه رو ملاقات كنيم و تو اسم و آدرس من رو بپرسی!
جوون: كاملا" امكان داره!
پيرمرد: يه روز ممكنه تو بيای به خونهء من و بگی كه
فقط داشتی از اينجا رد ميشدی و اومدی كه يه سر به من بزنی! بعد من ممكنه
از روی تعارف تو رو به يه فنجون چايی دعوت كنم! بعد از اين دعوت من ،
ممكنه تو بازم برای خوردن چايی بيای خونهء من و بپرسی كه اين چايی رو كی
درست كرده
جوون: ممكنه!
پيرمرد: بعد من بهت ميگم كه اين چايی رو دخترم درست
كرده! بعد من مجبور ميشم دختر خوشگل و جوونم رو بهت معرفی كنم و تو هم
دختر من رو می پسندی!
مرد جوون لبخند ميزنه!
پيرمرد: بعد تو سعی می كنی كه بارها و بارها دختر من رو ملاقات كنی! ممكنه دختر من رو به سينما دعوت كنی و با همديگه بيرون بريد!
مرد جوون لبخند ميزنه!
پيرمرد: بعد ممكنه دختر من كم كم از تو خوشش بياد و
چشم انتظار تو بشه! بعد از ملاقاتهای متوالی ، تو عاشق دختر من ميشی و بهش
پيشنهاد ازدواج می كنی!
مرد جوون لبخند ميزنه!پيرمرد: بعد از يه مدت ، يه روز
شما دو تا مياين پيش من و از عشقتون برای من تعريف می كنين و از من اجازه
برای ازدواج ميخواين!
مرد جوون در حال لبخند: اوه بله!پيرمرد با عصبانيت:
مردك ابله! من هيچوقت دخترم رو به ازدواج يكی مثل تو كه حتی يه ساعت مچی
هم از خودش نداره در نميارم!!!
نویسنده : محبت | ساعت 9:14 روز چهارشنبه بیستم آذر 1387
| لینک ثابت
عيد سعيد قربان مبارك
عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله
شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق)
فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است.
در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى
دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.
نویسنده : محبت | ساعت 9:30 روز دوشنبه هجدهم آذر 1387
| لینک ثابت
يك اگر با يك برابر بود
معلم پاي تخته داد مي زد صورتش از خشم گلگون بود
ودستانش به زير پوششي از گرد پنهان
ولي آخر كلاسي ها
لواشك بين خود تقسيم مي كردند
و آن يكي در گوشه اي ديگر جوانان را ورق مي زد.
با خطي خوانا بر روي تخته اي كز ظلمتي تاريك غمگين بود
نویسنده : محبت | ساعت 8:18 روز دوشنبه هجدهم آذر 1387
| لینک ثابت
اگر ایمیل داشتیم
مرد
بيكاري براي سِمَتِ آبدارچي در مايكروسافت تقاضا داد. رئيس هيئت مديره
مصاحبهش كرد و تميز كردن زمينش رو -به عنوان نمونه كار- ديد و گفت: «شما
استخدام شدين، آدرس ايميلتون رو بدين تا فرمهاي مربوطه رو واسهتون
بفرستم تا پر كنين و همينطور تاريخي كه بايد كار رو شروع كنين..» مرد جواب داد: «اما من كامپيوتر ندارم، ايميل هم ندارم!» رئيس
هيئت مديره گفت: «متأسفم. اگه ايميل ندارين، يعني شما وجود خارجي ندارين.
و كسي كه وجود خارجي نداره، شغل هم نميتونه داشته باشه.» مرد در كمال
نوميدي اونجا رو ترك كرد. نميدونست با تنها 10 دلاري كه در جيبش داشت چه
كار كنه. تصميم گرفت به سوپرماركتي بره و يك صندوق 10 كيلويي گوجهفرنگي
بخره. يعد خونه به خونه گشت و گوجهفرنگيها رو فروخت. در كمتر از دو
ساعت، تونست سرمايهش رو دو برابر كنه. اين عمل رو سه بار تكرار كرد و با
60 دلار به خونه برگشت. مرد فهميد ميتونه به اين طريق زندگيش رو
بگذرونه، و شروع كرد به اين كه هر روز زودتر بره و ديرتر برگرده خونه. در
نتيجه پولش هر روز دو يا سه برابر ميشد. به زودي يه گاري خريد، بعد يه
كاميون، و به زودي ناوگان خودش رو در خط ترانزيت (پخش محصولات) داشت...
پنج
سال بعد، مرد ديگه يكي از بزرگترين خردهفروشان امريكاست. شروع كرد تا
براي آيندهي خانوادهش برنامهربزي كنه، و تصميم گرفت بيمهي عمر بگيره.
به يه نمايندگي بيمه زنگ زد و سرويسي رو انتخاب كرد. وقتي صحبتشون به
نتيجه رسيد، نمايندهي بيمه از آدرس ايميل مرد پرسيد. مرد جواب داد: «من
ايميل ندارم.»
نمايندهي بيمه با كنجكاوي پرسيد: «شما ايميل
ندارين، ولي با اين حال تونستين يك امپراتوري در شغل خودتون به وجود
بيارين. ميتونين فكر كنين به كجاها ميرسيدين اگه يه ايميل هم داشتين؟»
مرد براي مدتي فكر كرد و گفت: آره! احتمالاً ميشدم يه آبدارچي در شركت مايكروسافت.
3. اگه اين نوشته رو خوندي، تو هم نزديكي به اين كه بخواي آبدارچي بشي، به جاي ميليونر...!!!
نویسنده : محبت | ساعت 8:11 روز دوشنبه هجدهم آذر 1387
| لینک ثابت
جراح ايراني برنده عاليترين جايزه ابداعات پزشكي انگلستان شد
با ابداع روش تشخيص آني سرطان
دكترمحمدرضا صفايي كشتگر، فوق تخصص جراحي سرطان پستان وعضوهيئت علمي دانشگاه «يوسي ال» لندن با ابداع روش جديدي براي تشخيص سريع سرطان ظرف چند ثانيه، معتبرين جايزه ابداعات واختراعات پزشكي انگلستان را دريافت كرد. به گزارش ايسنا، جايزه Medical Futures Innovation Award كه ازآن به عنوان جايزه اسكارپزشكي در بريتانيا ياد ميشود روزسه شنبه دوازدهم آذرماه جاري به پاس10 سال تلاش وتحقيق دكتركشتگردرزمينه تشخيص سرطان به وي اعطا شد. طرح تحقيقاتي اصلي دكتركشتگر كه به عنوان پروژه برترومنتخب علمي به اعطاي اين جايزه به وي منجر شد مربوط به تشخيص سرطان ازطريق طيف نوري تنها ظرف چند ثانيه است.
منبع: روزنامه رسالت
نویسنده : محبت | ساعت 8:23 روز یکشنبه هفدهم آذر 1387
| لینک ثابت
شهادت امام محمد باقر (ع) بر مسلمانان جهان تسليت باد
شهادت امام محمد باقر (ع) بر مسلمانان جهان تسليت باد
۩ كلماتي
از آن بزرگوار:
1
-همانا خداوند عز وجل نگاه دارد
بوسيله تقوي بنده را از آنچه عقلش بدان دسترسي ندارد.
2
-
بردباري جامه شخص دانا و عالم است
مبادا خود را از آن برهنه كني. 3
-
خدا بر خويش مهرورزي را
لازم كرده و رحمت او بر خشمش پيشي جسته
و از روي راستي و درستي
به انجام رسيده، پس چنان
نيست كه خداوند به بندگان خشم آغاز كند پيش از آنكه آنان او را به خشم آورند...
4 -هر ملتي كه كتاب خدا را به پشت سر
انداخته خدا نيز علم كتاب را از آنها
بگيرد …
5-
حريص بر دنيا، همچون کرم ابريشم
است که هر چه پيله را بر خود بيشتر بپيچد، بيرون آمدنش مشکل تر مي شود.
از
رساله امام محمد باقر عليه السلام، سعد
الخير / روضه كافي ج اول (ص 79 – 75 )
نویسنده : محبت | ساعت 8:3 روز شنبه شانزدهم آذر 1387
| لینک ثابت
در گفتگو با دكتر طاهره لباف بانوي نخبه سال 87 : بيش از هزار نوزاد به دنيا آورده ام
خانمهاي
باردار به طور كلي روحانيت و معنويت خاصي دارند. سعي كردم هيچ بچهاي را بدون وضو
به دنيا نياورم و در لحظه اول تولد هم هميشه اذان و اقامه را در گوش نوزادان ميگويم
با اين احساس كه اگر اين اذان و اقامه نقشي در زندگي آنها داشته باشد، من همماجور خواهم بود. هميشه قبل از زايمان به خانمهاي
باردار توصيههاي مذهبي و معنوي ميكنم و احساس ميكنم اينطوري آنها بهتر ميتوانند
دردها را تحمل كنند. هميشه در لحظه زايمان، قدرت خدا و لطف خدا و مهرباني خدا را
ميبينم.
نویسنده : محبت | ساعت 7:34 روز شنبه شانزدهم آذر 1387
| لینک ثابت
طنز اینترنتی
در راستای اینکه امروزه استفاده از اینترنت در نزد خا نواده ها به شدت
افزایش یافته ، وکاربران اینترنت بسیاری از اوقات فراغت خود را با آن می
گذرانند ، ودر راستای اینکه در زندگی ماشینی امروز بسیاری از کارهای
روزمره از پرداخت قبض گرفته تا خرید های کلا نی که از اینترنت صورت می
گیره. ودر راستای اینکه بسیاری از اوقات افراد در حال دانلود فیلم ،عکس
وموسیقی از سایتهای مختلف هستند. پسرک کوچولوی تصویر ما هم به خلقت خودش
شک کرده وگیر سه پیچ به مامانش داده که به راستی اونو هم دانلود کرده یا
زاییده؟ پسرک چون از وقتی که چشم باز کرده به جای دیدن محبت مادر ، اونو
در حال دانلود کردن دیده، .بعید می دونم که قانع بشه و قسمهای مادرشو باور
کنه. با این وضعیت(حالا پیدا کنید پرتفال فروش رو) حالا بماند اینکه ما تا
5 سالگی حتی تلویزیون سیاه و سفید هم نداشتیم.
نویسنده : محبت | ساعت 6:45 روز پنجشنبه چهاردهم آذر 1387
| لینک ثابت
ايران بهترين زنان جهان را به لحاظ اخلاق و رفتار دارد
يك روانشناس و مشاور خانواده:
ايران بهترين زنان جهان را به لحاظ اخلاق و رفتار دارد
خبرگزاري فارس: يك روانشناس و مشاور خانواده با بيان اينكه ايران و چند
كشور مسلمان، بهترين زنان جهان را از بعد اخلاقي و رفتارهاي اجتماعي
دارند، گفت: آمارها نشان ميدهد كه در مقابل هر 100 معتاد مرد در ايران، 3
نفر معتاد زن و در مقابل هر 100 مرد قاچاقچي، تنها يك زن قاچاقچي وجود
دارد.
نویسنده : محبت | ساعت 7:15 روز سه شنبه دوازدهم آذر 1387
| لینک ثابت
مادر زن
زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند. یک روز تصمیم گرفت میزان علاقهاى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند. یکى
از دامادها را به خانهاش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم
مىزدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت. دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد. فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠۶ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشهاش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت» زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد. داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠۶ نو هدیه گرفت که روى شیشهاش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت» نوبت به داماد آخرى رسید. زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت. امّا داماد از جایش تکان نخورد. او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم. همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد. فردا صبح یک ماشین بىامو کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشهاش نوشته بود:
«متشکرم! از طرف پدر زنت»
اين مطلب از اين آدرس برداشته شده است:
http://managersclub.persianblog.ir
نویسنده : محبت | ساعت 7:6 روز سه شنبه دوازدهم آذر 1387
| لینک ثابت
سالروز ازدواج فاطمه زهرا و علی مرتضی سلام الله علیهما خجسته و مبارک باد
اول ذی الحجه، سالروز ازدواج مباركی است كه رضای خداوند متعال و خشنودی
پیامبر خدا ، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم را در پی داشت .
در سال دوم هجرت ،علی مرتضی و فاطمه زهرا سلام الله علیهما به اذن خداوند
عقد ازدواج بستند تا با فیض كوثر نبوی شجره طیبه شكوفایی ابدی بیابد.
نخلها، كل میكشند، خورشید پا برخاك میگذارد و بهار، با پیراهنی از
شكوفه از راه میرسد. زمان، از حركت میایستد و زمین، زیباترین لحظات را
پایكوبی میكند. فرشتهها، با بالهایی از بلور، زیر گامهایشان نور
میپاشند و كوثر در جاریِ جریان زمان، از بهشت، مشتاقانه سرازیر میشود.
حس میكنم در آسمانم ماه میخندد ، انگار چشمانِ رسول اللّه میخندد.
روشنترین تلاقی آیینه و آب، در آوازهای روشن شهر زمزمه میشود و دو بهار،
توأمان، در فصلی گم شده در تاریخ، از راه میرسند و باهم پیوند میخورند.
زمین، به آسمان فخر میفروشد. به اِشارتِ خورشید، ستارگان، تختِ عروس را
با شكوفههایِ ایمان میآرایند و قطراتِ باران، ساعتی بعد، بر فرازِ
شمعدانیها میبارند و سرودِ اشتیاق سر میدهند. این پیوند خجسته و آسمانی بر تمام عاشقان مبارکباد .
نویسنده : محبت | ساعت 6:54 روز دوشنبه یازدهم آذر 1387
| لینک ثابت
ابياتي جالب
سعديا دي رفت و فردا همچنان موجود نيست در ميان اين و آن فرصت شمار امروز را
ابر و خورشيد و مه و نجم بلند جمله بر ترتيب آيند و روند
هر يكي نايد مگر در وقت خويش كه نه پس ماند ز هنگام و نه پيش مثنوي
شب را اگر از مرده
دلي ، زنده نداري جهدي كن و دامان سحر گاه نگهدار
صائب تبریزی
دیده را فایده ان است که دلبر بیند
ور نبیند چه بود فایده بینایی را
سعدی
نویسنده : محبت | ساعت 5:59 روز دوشنبه یازدهم آذر 1387
| لینک ثابت
گل هاي كبود
اي همه گلهای از سرما كبود خنده هاتان را كه از لب ها ربود مهر هرگز اين چنين غمگين نتافت باغ هرگز اين چنين تنها نبود تاج های نازتان بر سر شكست باد وحشی چنگ زد بر سينه تان صبح می خندد خود آرايی كنيد اشك های يخ زده آيينه تان رنگ عطر آويزتان بر باد رفت عطر رنگ آميزتان نابود شد زندگی در لای رگها تان فسرد آتش رخساره هاتان دود شد روزگاری شام غمگين خزان خوش تر از صبح بهارم می نمود اين زمان حال شما حال من است ای همه گل های از سرما كبود روزگاری چشم پوشيدم ز خواب تا بخوانم قصه مهتاب را اين زمان دور از ملامت های ماه چشم می بندم كه جويم خواب را روزگاری يك تبسم يك نگاه خوش تر از گرمای صد آغوش بود اين زمان بر هر كه دل بستم دريغ آتش آغوش او خاموش بود روزگاری هستيم را می نواخت آفتاب عشق شورانگيز من اين زمان خاموش و خالی مانده است سينه از آرزو لبريز من تاج عشقم عاقبت بر سر شكست خنده ام را اشك غم از لب ربود زندگی در لای رگ هايم فسرد ای همه گل های از سرما كبود
فریدون مشیری
نویسنده : محبت | ساعت 7:51 روز شنبه نهم آذر 1387
| لینک ثابت
شهادت امام جواد (ع) تسليت باد.
امام جواد (ع): روزگار و گذشت زمان پرده از رازهاي نهفته بر مي دارد.
نویسنده : محبت | ساعت 7:49 روز شنبه نهم آذر 1387
| لینک ثابت
مژده به سيگاريها...مسواك مخصوص سيگاريها هم آمد
البته فكر كنم اونا ترجيح ميدن خمير دندونشون كبريت باشه
نویسنده : محبت | ساعت 6:52 روز چهارشنبه ششم آذر 1387
| لینک ثابت
ميرداماد
شب طلبه جوانی به نام محمد باقردر اتاق خود درحوزه علمیه مشغول مطالعه بودبه ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بستو با انگشتبه طلبه بیچاره اشاره کرد که ساکت باشد.
دختر گفت :شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آوردو سپس دختر در گوشه ای از اتاق خوابید ومحمد به مطالعه خود ادامه داد .
از آن طرف چون این دختر شاهزاده بود و بخاطراختلاف با زنان دیگر از حرمسرا خارج شده بودلذاشاه دستور داده بود تا افرادششهر را بگردندولی هر چه گشتندپیدایش نکردند .
صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارجشد ماموران شاهزاده خانم را همراه محمد باقر به نزد شاه بردند شاه عصبانیپرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و ....
محمد باقر گفت : شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد دادشاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه ؟ و بعد از تحقیقاز محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاهدید که تمام انگشتانش سوخته و ... لذا علت را پرسید طلبه گفت : چون او به خواب رفت نفس اماره مراوسوسه می نمودهر بار که نفسموسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیه با نفسمبارزه کردم و به فضل خدا ، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمان و شخصیتم را بسوزاند
شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقدمیر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد دادو امروزه تمام علم دوستاناز وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامیمی دارند. از مهمترین شاگرانوی می توان به ملا صداراشاره نمود .
نفس
اماره یکی از عواملی است که انسان را به ارتکاب گناه وسوسه می کند . قران
کریم می فرماید : نفس اماره به سوی بدیها امر می کند مگر در مواردی که
پروردگار رحم کند ( سوره یوسف آیه 53) انسانهایی که در چنین مواردی به خدا
پناه میبرند خداوند متعال آنها را از گزند نفس اماره حفط می کند و به
جایگاه ارزشمندی می رساند.
نویسنده : محبت | ساعت 6:32 روز چهارشنبه ششم آذر 1387
| لینک ثابت
قیصر امینپور
قیصر امینپور دوم اردیبهشتماه سال 1338 در گتوند خوزستان متولد شد.
تحصیلات ابتدایی را در زداگاهش گذراند و دورهی راهنمایی و دبیرستان را در
دزفول سپری کرد. سال 1357 در رشتهی دامپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شد؛
اما یک سال بعد، از این رشته انصراف داد و به دانشکدهی علوم اجتماعی
همین دانشگاه رفت.
در همان سال در شکلگیری حلقهی هنر و اندیشهی اسلامی با افرادی چون
سیدحسن حسینی، سلمان هراتی، محسن مخملباف، حسامالدین سراج، محمدعلی
محمدی، یوسفعلی میرشکاک، حسین خسروجردی و... همکاری داشت (گروهی که
بنیانگذاران جوان حوزهی هنری نام گرفتند و بعدترها چهرههایی چون سهیل
محمودی، ساعد باقری، محمدرضا عبدالملکیان، عبدالجبار کاکایی، فاطمه راکعی
و علیرضا قزوه نیز به آنان پیوستند). البته هشت سال بعد یعنی در سال 1366،
بههمراه بسیاری از همدورهییهایش، از حوزهی هنری خارج شد. از دیگر
نهادهایی که قیصر امینپور در شکلگیری آنها نقش داشت، به تشکیل دفتر شعر
جوان در سال 1368 میتوان اشاره کرد.
او در سال 1363 مجددا رشتهی تحصیلی خود را تغییر داد و در رشتهی زبان
و ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل مشغول شد؛ تا اینکه در سال 1369
تحصیل در دورهی دکتری این رشته را آغاز کرد و دفاع از رسالهی
پایاننامهاش ـ با راهنمایی دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی و همکاری دکتر
اسماعیل حاکمی و دکتر تقی پورنامداریان ـ با عنوان "سنت و نوآوری در شعر
معاصر" در سال 1376 انجام شد.
دکتر امینپور که تجربهی تدریس در مقطع راهنمایی را در فاصلهی
سالهای 1360 تا 1362 در کارنامهی خود داشت، از سال 1367 نیز به تدریس در
دانشگاه الزهرا (س) پرداخت. اما شروع تدریس او در دانشگاه تهران به سال
1370 برمیگردد.
امینپور مدتی نیز به فعالیتهای مطبوعاتی اشتغال داشت.
آثار قیصر امینپور
«دستور زبان عشق» (1386)، «تنفس صبح» و «در کوچهی آفتاب» (1363)،
«آینههای ناگهان» (1372) و «گلها همه آفتابگردانند» (1380) از
مجموعههای شعر این شاعر برای بزرگسالان هستند. «گزینهی اشعار» او هم در
سال 1378 منتشر شد.
همچنین «توفان در پرانتز» (نثر ادبی) و «منظومهی ظهر روز دهم» (برای
نوجوانان) (1365)، «مثل چشمه، مثل رود» (برای نوجوانان) (1368)، «بیبال
پریدن» (نثر ادبی برای نوجوانان) و «گفتوگوهای بیگفتوگو» (1370)،
«بهقول پرستو» (برای نوجوانان) (1375)، و «سنت و نوآوری در شعر معاصر»
(1383) از دیگر آثار امینپور هستند.
روحش شاد.
نویسنده : محبت | ساعت 6:3 روز سه شنبه پنجم آذر 1387
| لینک ثابت
چند تا جوك ...فقط براي اينكه بخندين
خواستگاري : مادر داماد: ببخشيد كبريت داريد ؟ مادر عروس: براي چي ميخواين ؟ مادر داماد: داماد ميخواد سيگار بكشه. مادر عروس : مگه داماد سيگار ميكشه ؟ مادر داماد: نه، يكم مشروب خورده بعد از مشروب هم سيگار ميچسبه مادر عروس: مشروبم ميخوره ؟؟ مادر داماد: نه، قمار كرد و باخت ناراحت بود يكم مشروب داديم بهش مادر عروس: قمار بازم هست ؟ مادر داماد: دوستش تو زندان يادش داده مادر عروس: زندانم رفته ؟؟؟ مادر داماد : آره زن اولش براي مهريه شكايت کرده بود
يارو ميره طوطي سخنگو بخره، فروشنده بهش يه جغد ميندازه، بعد از يه مدت
دوستاي يارو بهش ميگن: ياد گرفته حرف بزنه يا نه؟ يارو ميگه: هنوز نه ولي
خيلي توجه ميكنه
مرد به زن : عزيزم ازت ممنونم ، تو اعتقاد به مذهب رو به زندگيم آوردي چون من قبل از ازدواج معتقد بودم که جهنم اصلا' وجود نداره !
نویسنده : محبت | ساعت 13:44 روز دوشنبه چهارم آذر 1387
| لینک ثابت
غزه
غزه متراکم ترین نقطه ی کره زمین از لحاظ جمعیت است. جایی که انسان هایش متراکم ترین شرافت را دارند.حال این شرافت را لکه دار کرده اند. آنانی که راه برق و آب و نان و زندگي را بر انسان ها می
بندند . مردم
نوار غزه زیر چکمه ها ي توحش جان می سپارند و ما داریم نگاه می
کنیم؟!
نویسنده : محبت | ساعت 16:53 روز یکشنبه سوم آذر 1387
| لینک ثابت
تشكر
تعداد آرای ثبت شده برای وبلاگ شما در نظرسنجی انتخاب وبلاگهای برتر 2 رای میباشد این عدد به معنای آن است که 2 نفر از کاربران سایت در فرم نظرسنجی آدرس وبلاگ شما را وارد کرده اند
از اون دو نفري كه به من راي داده بودن خيلي خيلي ممنونم كاش خودشونو معرفي كنن خوشحال ميشم
نویسنده : محبت | ساعت 12:42 روز یکشنبه سوم آذر 1387
| لینک ثابت
حكمت...
سالها بود که هر کس از جلوی آخرین خانه ی روستا می گذشت صدای ناله ها و گریه هایش را می شنید.
از روزی که ملیحه مرده بود کارش شده بود نماز خواندن و دعا کردن،اشک میریخت و دعا می کرد:
ـ خدایا این زندگی رو ازم بگیر...خدایا منو پیش ملیحه ام ببر...بحق امام حسین... دیگه تحمل ندارم...خدایا...خدايا...خدايا...
نویسنده : محبت | ساعت 9:17 روز یکشنبه سوم آذر 1387
| لینک ثابت
آرم جديد دانشگاه آزاد...پول بيار مدرك ببر
نویسنده : محبت | ساعت 7:19 روز یکشنبه سوم آذر 1387
| لینک ثابت
معجزه خنده
1-
لبخند، تمام عضلات اصلي صورت را آرام ميكند و باعث ميشود كه زنجيرهاي
از واكنشهاي احساسي ايجاد شود و احساس خوشايندي به شما دست دهد. 2- خنده، ترشح آندروفينها را در بدن افزايش ميدهد. آندروفينها، موادي شبه مورفيني در بدن هستند كه اثر آرامبخشي دارند. 3-
با صداي بلند بخنديد، تحقيقات نشان ميدهد، خندهاي كه از ته دل باشد، از
ميزان هورمونهاي استرس از جمله كورتيزول و اپينفرين ميكاهد و بر سلامت
بدن ميافزايد. بعلاوه اثرات مفيد آن تا 24 ساعت باقي خواهد ماند.
4- سه دقيقه خنديدن با صداي بلند معادل ده دقيقه ورزش آيروبيك اثرات مثبت دارد.
هميشه شاد باشيد
نویسنده : محبت | ساعت 13:12 روز شنبه دوم آذر 1387
| لینک ثابت
خدا عقل بده...
لیو مرد 39 ساله چینی در
اقدامی عجیب با خودش ازدواج کرد. در این مراسم سنتی که در حضور بیش از 100
مهمان برگزار شد لیو با عکسی که از خودش و در لباس زنانه گرفته شده بود
ازدواج کرد.
نویسنده : محبت | ساعت 8:25 روز شنبه دوم آذر 1387
| لینک ثابت
عشقولانه...
عشق یعنی علاقه نه کفگیر و ملاقه
من عاشق تو هستم تو قابلمه نشستم یک لنگه کفش تو دستم منتظرت نشستم
مرد یعنی موجود بیچاره ...آخه چرا؟؟!!
ـ وقتی به دنیا میاد همه حال مامانشو میپرسن...
ـ وقتی ازدواج میکنه همه میگن چه عروس خوشگلی
ـ وقتی میمیره همه میگن بیچاره زنش
نویسنده : محبت | ساعت 16:32 روز جمعه یکم آذر 1387
| لینک ثابت