تبليغاتX
.:محبت:.
به نام وجودي كه وجودم ز وجودش گشته موجود
 

محبت
وبلاگ در زمینه نقد فیلم ، عكس ،ادبیات معاصر ، شعر فارسی ، جوك و هر چی که دلتون بخواد

  صفحه نخست | عناوین مطالب وبلاگ | rss

  آقاي دروازه بان چه خبر است؟ آرامتر...
شهاب گردان که در دیدار روز سه شنبه تیم های پرسپولیس و ابومسلم توپ جمع کن پشت دروازه را با توپ مورد هدف قرار داد، از تیم ابومسلم نیز کنار گذاشته شد.

به گزارش خبرنگار مهر، دروازه بان تیم فوتبال ابومسلم در دیدار روز گذشته این تیم برابر پرسپولیس با حرکتی ناشایست توپ را به صورت توپ جمع کن پشت دروازه کوبید.

کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال بلافاصله پس از این دیدار شهاب گردان را تا اطلاع ثانوی محروم کرد.

صبح امروز نیز مسئولان باشگاه ابومسلم در نشست ویژه ای به بررسی این موضوع پرداختند و ضمن عذرخواهی از جامعه فوتبال و مردم ایران، این دروازه بان خاطی را تا اطلاع ثانوی از همراهی ابومسلم محروم کردند.

ضمن اینکه براساس تصمیم اعضای هیئت مدیره باشگاه ابومسلم مبلغ 10 درصد از رقم قرارداد شهاب گردان به خاطر انجام این حرکت غیر ورزشی کسر خواهد شد.

به نظر من زيادي به فوتباليستها ميدان داده شده تا جايي كه هر كاري انجام ميدهند و به اين راحتي به شخصي آسيب ميرسانند حال اينكه فوتباليستها جزو اقشار عادي و معمولي جامعه هستند و ابدا برتري بر سايرين ندارند علي الخصوص كه چندان هم در ميادين جهاني خوش نميدرخشند انهم علي رغم پولهاي كلاني كه به جيب ميزنند در گوشه اي از ايران بيماري به علت نداشتن پول جان ميسپارد و هزينه عمل جراحي و بيمارستان خصوصي را ندارد و در گوشه اي ديگر ميلونها تومان پول به جيب ورزشكاراني ميرود كه نه نفعي به كشور ميرسانند ونه باري از دوش مردم خسته بر ميدارند آن وقت دچار توهم هم ميشوند كه هر كاري ميتوانند انجام دهند واقعا جاي تاسف دارد ...

كلمات كليدي: شهاب گردان ورزشي ابو مسلم



نویسنده : محبت | ساعت 16:0 روز چهارشنبه سی ام بهمن 1387
| لینک ثابت

  حسني تنها شد
این شعر جاودانه‌ی حسنی را یا خوانده‌اید یا شنیده‌اید یا در موبایل کسی به صورت دی‌جی به آن برخورد کرده‌اید و بلوتوث!: از مرحوم منوچهر احترامی

توی ده شلمرود
حسنی تک و تنها بود

حسنی نگو بلا بگو
تنبل تنبلا بگو
موی بلند روی سیاه
ناخن دراز واه واه واه
نه فلفلی نه قلقلی
 نه  مرغ زرد کاکلی
هیچکس باهاش رفیق نبود
تنها روی سه پایه نشسته بود تو سایه
باباش میگفت: حسنی میای بریم حموم؟
نه نمیام نه نمیام
سرتو می خوای اصلاح کنی؟
نه نمی خوام نه نمی خوام

ادامه شعر در ادامه مطلب


 ادامه مطلب
نویسنده : محبت | ساعت 14:37 روز چهارشنبه سی ام بهمن 1387
| لینک ثابت

  طنز

فقط يك لحظه

پيرزن: عزيزم! توي نودمين سالگرد ازدواجمون از من چي مي‌خواي؟
پيرمرد: يك لحظه سكوت!

هزار پا

يه هزارپا از درخت ميفته ميگه: آخ پام پام پام پام پام پام پام پام پام...


نویسنده : محبت | ساعت 14:26 روز چهارشنبه سی ام بهمن 1387
| لینک ثابت

  تلاش

چند قورباغه از جنگلي عبور مي کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند. بقيه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و و قتي ديدند که گودال چقدر عميق است به دو قورباغه ديگر گفتند :
ديگر چاره ايي نيست .شما به زودي خواهيد مرد.
دو قورباغه حرفهاي آنها را نشنيده گرفتند و با تمام توانشان کوشيدند تا از گودال خارج شوند. اما قورباغه هاي ديگر دائما به آنها مي گفتند که دست از تلاش برداريد چون نمي توانيد از گودال خارج شويد؟ به زودي خواهيد مرد . بالاخره يکي از قورباغه ها تسليم گفته هاي ديگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت. او بي درنگ به ته گودال پرتاب شد و مرد.
اما قورباغه ديگر با حداکثر توانش براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي کرد .
بقيه قورباغه ها فرياد مي زدند که دست از تلاش بردار؟
اما او با توان بيشتري براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي کرد و بالاخره از گودال خارج شد.
وقتي از گودال بيرون آمد بقيه قورباغه ها از او پرسيدند : مگر تو حرفهاي ما را نشنيدي ؟
معلوم شد که قورباغه ناشنوا است و در واقع او در تمام راه فکر مي کرده که ديگران او را تشويق مي کنند .

http://rrp.blogfa.com/


نویسنده : محبت | ساعت 9:6 روز سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  تجليل دكتر جاسبي از مدال آوران المپيك

Tinypic

البته ماله چند وقت پيشه اما همچنان تازه ست ...

از طنز دوني



نویسنده : محبت | ساعت 8:52 روز سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  sms اربعین حسینی

امشب شب اربعین مصباح هداست/ دل یاد حسین بن علی شیر خداست
پروانه به گرد شمع حق پر زد و سوخت/ امشب شب یاد عشقیاء و شهداست

 

 

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز

دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین

بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند

 

 

 

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم

از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می شدیم

در رکاب تو فدایی می شدیم

 

 

عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم كه شفاعت كند از قاتل خویش ، از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسین


براي خواندن ادامه اس ام اس هاي جالب كليك كنيد


نویسنده : محبت | ساعت 8:39 روز دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387
| لینک ثابت

  مرد نماز گزار و شيطان
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.)) از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند. مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند. مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.
شیطان در ادامه توضیح می دهد:
(من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر
باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.


نویسنده : محبت | ساعت 8:35 روز دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387
| لینک ثابت

  وحید قاسمی

حُب الحسین رشته تحصیلی شـــماست
                   
دانشسرای عشق و جنون شهر کربلاست
در مبـحـث حسـین شـنـاسـی مـوفـــقـید
                   
موضـوع بـحث سینه زدن پای روضه هاست
تــا روز حـشر مــدرک تــان را نـمی دهـند
                   
بــرگ قبــولی هــمه در پــــوشه خـداست
پــاییـن کــارنــامه ی  هــرکـس نوشته اند
                   
ایــن مُـهر سرخ، مُهر شـهنشاه کـربلاست
مـحــشر کـنـار  درب جـنــان داد میــزنیــد:
                   
مــردم نـدیـده ایـد کــه آقـای مـا کجـاست؟!

تنها به عشق اوست که اینجا رسیده ایم

                    جنــت بــدون حضـرت اربـاب بی صفـاست
نـــاگـاه جبــر ئیــل امــیــن نــالــه میــزنــد:
                   
آقای تان حسین همان مرد سرجداست؟!

محشــر دوبــاره از غــم او ســینه مـیزنـید

                    آنجــا خــدا به خیر کند محـشری به پاست

براي مطالعه اشعار عاشورايي كليك كنيد


نویسنده : محبت | ساعت 8:9 روز یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
| لینک ثابت

  فرا رسيدن اربعين امام حسين(ع) تسليت باد

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!

و اربعين از رازهاي هستي است و اربعين حسين (ع) روز بسط لطف اوست بر پيروان و دوستدارانش. و در مقام حسين (ع) همين بس كه در زيارت اربعينش خطاب به جدشان محمد مصطفي (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علي (ع) و مادر گراميشان فاطمه (س) ميگوييم كه خداوند عزاداري شما را در رثاء حسين (ع) فبول فرمايد.

در فرهنگ عاشورا، اربعين به چهلمين شب شهادت حسين بن علي(ع) گفته ميشود که مصادف با روز بيستم ماه صفر است.

نویسنده : محبت | ساعت 8:6 روز یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
| لینک ثابت

  فيلمنامه بازي رايانه‌اي "زندگي سلمان رشدي " تدوين شد

خبرگزاري فارس: دبيركل اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانش‌آموزان از تدوين فيلمنامه بازي رايانه‌اي "زندگي پراسترس و اجراي حكم سلمان رشدي "خبر داد.



محمدتقي فخريان در گفت‌‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانش‌آموزان پس از ساخت موفقيت‌آميز نخستين بازي رايانه‌اي انرژي هسته‌اي ايران، ساخت چند بازي ديگر را آغاز كرده است.
وي ادامه داد: ساخت بازي رايانه‌اي "زندگي پر استرس و اجراي حكم سلمان رشدي " يكي از برنامه‌هاي اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانش‌آموزان بوده كه در حال انجام است.
فخريان اظهار داشت: اين بازي رايانه‌اي به موضوع حكم تاريخي ‌امام خميني‌(ره) مبني بر ارتداد سلمان رشدي نويسنده مرتد كتاب آيات شيطاني مي‌پردازد.
وي به داستان فيلمنامه اشاره كرد و گفت: اين فيلمنامه بر اساس زندگي يك رزمنده لبناني ساخته شده است. رزمنده‌اي كه در پي حكم امام‌(ره) تصميم مي‌گيرد، سلمان رشدي را از بين ببرد و در اين راه به شهادت مي‌رسد.
دبيركل اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانش‌آموزان با بيان اينكه در ساخت اين بازي دچار مشكل مالي هستيم، اظهار داشت: مي‌توانيم اين بازي را در 3 مرحله تهيه كنيم كه به اعتباري معادل 50 ميليون تومان نياز داريم.
وي از انجام رايزني‌هايي براي ساخت اين بازي با بنياد بازي‌هاي رايانه‌اي خبر داد.
به گزارش فارس، 25 بهمن سالروز صدور حكم تاريخي ‌امام خميني‌(ره) مبني بر ارتداد سلمان رشدي نويسنده خائن كتاب آيات شيطاني است.
نویسنده : محبت | ساعت 9:52 روز شنبه بیست و ششم بهمن 1387
| لینک ثابت

   شمار شهداي حمله تروريستي كربلا به 50شهيد و 83 زخمي رسيد
برگزاري فارس: شمار تلفات حمله ديروز تروريستي به زائران حسيني(ع) كه با پاي پياده عازم كربلاي معلي بودند، به 50 شهيد و 83 زخمي افزايش يافت.



براي مطالعه كامل مطلب كليك كنيد


نویسنده : محبت | ساعت 9:50 روز شنبه بیست و ششم بهمن 1387
| لینک ثابت

  و این, رنج است,

زن عشق می كارد و كینه درو می كند....
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر...
می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی....
برای ازدواجش در هر سنی ـاجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی...
او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی...
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی...
او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد...
او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی...
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر....
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد...
و قرن هاست كه او؛ عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛ سینه ای را به یاد می اورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند...
و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد...!
و این, رنج است,

                                                                                     دکتر علی شریعتی

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com


نویسنده : محبت | ساعت 23:27 روز جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
| لینک ثابت

   چرا ایمان نیست؟

ای دریغا که همه مزرعۀ دلها را

علف هرزۀ کین پوشانده است...

 

و همه مردم شهر

بانگ برداشته اند که چرا سیمان نیست

 

و کسی فکر نکرد

 که چرا ایمان نیست...

 

و زمانی شده است

 که به غیر از انسان

 هیچ چیز ارزان نیست

 

  «حمید مصدق»


نویسنده : محبت | ساعت 11:42 روز جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
| لینک ثابت

  فقر
روزی یک مرد ثروتمند، پسر کوجکش را به ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند. آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند.
در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟
پسر پاسخ داد: عالی بود پدر!
پدر پرسید آیا به زندگی آنها توجه کردی؟
پسر پاسخ داد: بله پدر!
و پدر پرسید: چه چیزی ازاین سفر یاد گرفتی؟
پسر کمی فکر کرد و بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهارتا. ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد. ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند. حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنهابی انتهاست!
با شنیدن حرفهای پسر، زبان مرد بند آمده بود. بعد پسر بچه اضافه کرد: متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم!


نویسنده : محبت | ساعت 10:16 روز جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
| لینک ثابت

  یوزارسیف رسماً نامزد شد
بعد از اعلام رسمی "یوزارسیف" مبنی بر شرکت در انتخابات ریاست جمهوری در مصاحبه با خبرنگار طنزدونی، واکنش ها و بازتابهای متعددی در این باره داشتیم: 

Image Hosting by Picoodle.com

ضرغامی: امیدواریم یوزارسیف بعد از انتخاب شدن فراموش نکند چه کسی بیشتر از همه به او بها داده است!

مقامات اماراتی: یوزارسیف در مصر بزرگ شده و اصالتاً عرب است.

شورای نگهبان: تأیید صلاحیت وی منوط به مشخص شدن رابطه او با زلیخاست.

خاتمی: اگر میرحسین نیاید، یوزارسیف گزینه خوبی است.

مسابقه اس ام اس 90: آیا یوزارسیف می تواند طلسم مشکلات پرسپولیس را بشکند؟

کروبی: هر چقدر یوزاسیف به مردم گندم بدهد من 50 کیلو بیشتر می دهم!

غلامحسین الهام: یوزارسیف دور اول سفرهای استانی را هفت سال کش داد، ولی دولت 2 دور سفر را 4 ساله تمام کرد!

محمدرضا گلزار: اگر او بیاید من صحنه را ترک نمی کنم، رقابت تنور انتخابات را گرم می کند.

فاطمه رجبی: یوزارسیف در دربار "آخن آتون" بزرگ شده، او ذاتاً سلطنت طلب است!

خوش چهره: بودجه عمرانی حکومت آمن هتب که صرف ساخت سیلوها شد تورم زا بود، یوزارسیف اقتصاد کشور را بیمارتر می کند.

رفسنجانی: برخورد یوزارسیف با کاهنان معبد آمون مناسب نبود، او مخالف سرمایه داری است!

فرج ا... سلحشور: یوزارسیف باید دست من را هم یک جایی در دولت بند کند(!) وگرنه آخر فیلمنامه را طوری عوض می کنم که عمراً رأی نیاورد!

برداشت شده از طنز دوني


نویسنده : محبت | ساعت 17:40 روز پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387
| لینک ثابت

  منوچهر احترامي، طنزپرداز ايراني، شاعر، نويسنده كودكان و پژوهشگر درگذشت

آقاي احترامي روز ۲۲ بهمن در اثر عارضه قلبي در سن ۶۷ سالگي در تهران درگذشت

از مشهورترين آثار آقاي احترامي داستان هاي "حسني" است كه در ميان آن داستان "حسني نگو يه دسته گل" يكي از مشهورترين آثار او و يكي از محبوب ترين داستان ها نزد كودكان ايراني است

.

سوژه اين داستان كه زباني شعر گونه دارد، پسر بچه نامرتبي است كه مي خواهد باحيوانات مختلف دوست شود اما حيوانات به علت نامرتبي اش با او صحبت نمي‌كنند، اما سرانجام اين پسر بچه به حمام مي‌رود و تميز مي‌شود و حيوانات هم با او دوست مي شوند

آقاي احترامي در مصاحبه اي تيراژ اين كتاب را بيش از ۵ ميليون نسخه عنوان كرده بود

او متولد سال ۱۳۲۰ در تهران بود. آقاي احترامي در مدرسه دارالفنون در رشته ادبي تحصيل كرده بود و از دانشكده حقوق دانشگاه تهران ليسانس حقوق داشت

او از طنزنويسان مجله فكاهي "توفيق" بود كه همكاري اش را با اين مجله از سن ۱۷ سالگي آغاز كرد. او پس از انقلاب نيز با انتشار مجله طنز گل آقا از نويسندگان ثابت آن بود

آقاي احترامي سابقه فعاليت در مجله تهران مصور و فردوسي را هم در كارنامه خود داشت و مدتي هم در برنامه "صبح جمعه با شما" كه از برنامه هاي تفريحي راديو ايران بود فعاليت كرد

او بيش از ۵۰ كتاب داستان براي كودكان نوشته است كه عمده اين كتاب ها در اوايل دهه شصت همزمان و در روزهاي اوج جنگ هشت ساله ايران و عراق منتشر شد و برخي از آن نيز هم اينك تجديد چاپ مي شود

آقاي احترامي در سال‌هاي اخير با حضور در كلاس‌هاي طنزنويسي مؤسسه‌ گل‌آقا و دفتر طنز حوزه‌ هنري، تجربياتش را در اختيار علاقه‌مندان قرار مي‌داد. موسسه گل آقا با انتشار اطلاعيه اي درگذشت آقاي احترامي را به جامعه فرهنگي ايران تسليت گفته است

مراسم تشييع پيكر منوچهر احترامي روز جمعه ۲۵ بهمن‌ماه از مقابل تالار وحدت تهران برگزار مي‌شود



نویسنده : محبت | ساعت 17:27 روز پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387
| لینک ثابت

  دستها
اين داستان واقعي است و به اواخر قرن 15 بر مي گردد.
در يك دهكده كوچك نزديك نورنبرگ خانواده اي با 18 فرزند زندگي مي كردند. براي امرار معاش اين خانواده بزرگ، پدر مي بايستي 18 ساعت در روز به هر كار سختي كه در آن حوالي پيدا مي شد تن مي داد. در همان وضعيت اسفباك آلبرشت دورر و برادرش آلبرت (دو تا از 18 فرزند) رويايي را در سر مي پروراندند. هر دوشان آرزو مي كردند نقاش چيره دستي شوند، اما خيلي خوب مي دانستند كه پدرشان هرگز نمي تواند آن ها را براي ادامه تحصيل به نورنبرگ بفرستد.
يك شب پس از مدت زمان درازي بحث در رختخواب، دو برادر تصميمي گرفتند. با سكه قرعه انداختند و بازنده مي بايست براي كار در معدن به جنوب مي رفت و برادر ديگرش را حمايت مالي مي كرد تا در آكادمي به فراگيري هنر بپردازد، و پس از آن برادري كه تحصيلش تمام شد بايد در چهار سال بعد برادرش را از طريق فروختن نقاشي هايش حمايت مالي مي كرد تا او هم به تحصيل در دانشگاه ادامه دهد.
آن ها در صبح روز يك شنبه در يك كليسا سكه انداختند. آلبرشت دورر برنده شد و به نورنبرگ رفت و آلبرت به معدن هاي خطرناك جنوب رفت و براي 4 سال به طور شبانه روزي كار كرد تا برادرش را كه در آكادمي تحصيل مي كرد و جزء بهترين هنرجويان بود حمايت كند. نقاشي هاي آلبرشت حتي بهتر از اكثر استادانش بود. در زمان فارغ التحصيلي او درآمد زيادي از نقاشي هاي حرفه اي خودش به دست آورده بود.
وقتي هنرمند جوان به دهكده اش برگشت، خانواده دورر براي موفقيت هاي آلبرشت و برگشت او به كانون خانواده پس از 4 سال يك ضيافت شام برپا كردند. بعد از صرف شام آلبرشت ايستاد و يك نوشيدني به برادر دوست داشتني اش براي قدرداني از سال هايي كه او را حمايت مالي كرده بود تا آرزويش برآورده شود، تعارف كرد و چنين گفت: آلبرت، برادر بزرگوارم حالا نوبت توست، تو حالا مي تواني به نورنبرگ بروي و آرزويت را تحقق بخشي و من از تو حمايت ميكنم.
تمام سرها به انتهاي ميز كه آلبرت نشسته بود برگشت. اشك از چشمان او سرازير شد. سرش را پايين انداخت و به آرامي گفت: نه! از جا برخاست و در حالي كه اشك هايش را پاك مي كرد به انتهاي ميز و به چهره هايي كه دوستشان داشت، خيره شد و به آرامي گفت: نه برادر، من نمي توانم به نورنبرگ بروم، ديگر خيلي دير شده، ‌ببين چهار سال كار در معدن چه بر سر دستانم آورده، استخوان انگشتانم چندين بار شكسته و در دست راستم درد شديدي را حس مي كنم، به طوري كه حتي نمي توانم يك ليوان را در دستم نگه دارم. من نمي توانم با مداد يا قلم مو كار كنم، نه برادر، براي من ديگر خيلي دير شده...

بيش از 450
سال از آن قضيه مي گذرد. هم اكنون صدها نقاشي ماهرانه آلبرشت دورر قلمكاري ها و آبرنگ ها و كنده كاري هاي چوبي او در هر موزه بزرگي در سراسر جهان نگهداري ميشود.
يك روز آلبرشت دورر براي قدرداني از همه سختي هايي كه برادرش به خاطر او متحمل شده بود، دستان پينه بسته برادرش را كه به هم چسبيده و انگشتان لاغرش به سمت آسمان بود، به تصوير كشيد. او نقاشي استادانه اش را صرفاً دست ها نام گذاري كرد اما جهانيان احساساتش را متوجه اين شاهكار كردند و كار بزرگ هنرمندانه او را "دستان دعا كننده" ناميدند.

بر گرفته از كلمات قصار


نویسنده : محبت | ساعت 15:5 روز پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387
| لینک ثابت

  سفره خالی

یاد دارم در غروبی سرد سرد

می گذشت از کوچه ما دوره گرد

داد میزد کهنه قالی می خرم

دست دوم جنس عالی می خرم

کاسه و ظرف سفالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست

ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت آقا سفره خالی می خرید؟

نميدونم اين شعر مال كيه اما زيبا بود


نویسنده : محبت | ساعت 21:26 روز چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387
| لینک ثابت

  سکته خفیف!!!
خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود.
 ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد.
خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.

قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.

خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد.
قورباغه به او گفت؛ نگذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم.
هر آرزویی که برایت برآورده کنم،
بدان که ۱۰ برابر آن را برای همسرت برآورده خواهم کرد!

خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد.

آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.
قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود
و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی.

خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهد ماند. پس آرزویش برآورده شد.

بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند.
خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت مال او هم مال من است.
پس ثروتمند ترشد.

آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.

خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!

نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین.
قابل توجه خانم ها ، اینجا پایان این داستان بود.
 لطفاً صفحه را ببندید و برید حالشو ببرید.

.

.


.

.

.

.

آقایان بدانند که ، مرد دچار حمله قلبی ۱۰ برابر خفیف تر از همسرش شد

بر گرفته از كلمات قصار


نویسنده : محبت | ساعت 9:27 روز دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
| لینک ثابت

  دوست كيست دشمن كجاست؟

مارها قورباغه‌ها را می خوردند و قورباغه‌ها از اين نابساماني بسيار غمگین بودند
تا اينكه قورباغه‌ها عليه مارها به لك لك‌ها شكایت كردند
لك لك‌ها چندي از مارها را خوردند و بقيه را هم تار و مار كردند و قورباغه‌ها از اين حمايت شادمان شدند
طولي نكشيد كه لك لك‌ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه‌ها
قورباغه‌ها ناگهان دچار اختلاف دیدگاه شدند
عده ای از آنها با لك لك‌ها كنار آمدند و عده‌ای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند
مارها بازگشتند ولي اينبار همپای لك لك‌ها شروع به خوردن قورباغه‌ها كردند
حالا دیگر قورباغه‌ها متقاعد شده‌اند كه انگار برای خورده شدن به دنیا آمده اند
ولي تنها یك مشكل برای آنها حل نشده باقی مانده است !
اینكه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان !!؟؟

 

از دشمنان برند شكايت به دوستان
چون دوست دشمن است شكايت كجا بريم ؟

بر گرفته ازكلمات قصار



نویسنده : محبت | ساعت 9:20 روز دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
| لینک ثابت

  پرتاب ماهواره اميد مي‌تواند معادلات علمي منطقه را بر‌هم بزند
سلطاني‌فر در گفتگو با فارس:
پرتاب ماهواره اميد مي‌تواند معادلات علمي منطقه را بر‌هم بزند

خبرگزاري فارس: عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي اظهار داشت: پرتاب ماهواره اميد نه تنها قادر است معادلات علمي منطقه را بر‌هم بزند، بلكه مي‌تواند كشور را در جنگ فرهنگي پيروز كند.


مسعود سلطاني‌فر عضو شوراي مركزي حزب اعتمادملي در گفتگو با خبرنگار سياسي باشگاه خبري فارس «توانا» گفت: ماهواره اميد مي‌تواند به كشور در راستاي مبارزه با تهاجم فرهنگي كمك شايان توجهي كرده و در رقابت‌هاي علمي كه مبناي ديگر رقابت‌ها است برتري خوبي به كشور بدهد.
وي افزود: موضع گيري رسانه‌هاي غربي از جمله رسانه‌هاي آمريكا و رژيم صهيونيستي نشان دهنده اهميت پيشرفتي است كه كشور توانسته به آن دست يابد، لذا پرتاب ماهواره به فضا دستاورد بسيار ارزنده و بزرگي است.

نویسنده : محبت | ساعت 8:51 روز دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
| لینک ثابت

  عشق قاشق چنگالي!!!

نویسنده : محبت | ساعت 10:4 روز یکشنبه بیستم بهمن 1387
| لینک ثابت

  نوع بينش

يک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا !
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود :
خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد . دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید . این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم . یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام . اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم . هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم . تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن ...
کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد . نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند . در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند ...
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند . عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت ، تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود : نامه ای به خدا !
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند . مضمون نامه چنین بود :
خدای عزیزم ، چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم . با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم . من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی ... البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند ... !!!

برگرفته از داستانهاي زيبا


نویسنده : محبت | ساعت 9:51 روز یکشنبه بیستم بهمن 1387
| لینک ثابت

  تو نيكي ميكن و در دجله انداز
روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد. از اين خانه به آن خانه مي رفت تا شايد بتواند پولي بدست آورد. روزي متوجه شد كه تنها يك سكه 10 سنتي برايش باقيمانده است و اين درحالي بود كه شديداً احساس گرسنگي مي كرد. تصميم گرفت از خانه اي مقداري غذا تقاضا كند. بطور اتفاقي درب خانه اي را زد. دختر جوان و زيبايي در را باز كرد. پسرك با ديدن چهره زيباي دختر دستپاچه شد و به جاي غذا، فقط يك ليوان آب درخواست كرد.
دختر كه متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود به جاي آب برايش يك ليوان بزرگ شير آورد. پسر با تمانينه و آهستگي شير را سر كشيد و گفت: «چقدر بايد به شما بپردازم؟». دختر پاسخ داد: «چيزي نبايد بپردازي. مادر به ما آموخته كه نيكي ما به ازايي ندارد.» پسرك گفت: «پس من از صميم قلب از شما سپاسگذاري مي كنم»
سال ها بعد دختر جوان به شدت بيمار شد. پزشكان محلي از درمان بيماري او اظهار عجز نمودند و او را براي ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بيمارستاني مجهز ، متخصصين نسبت به درمان او اقدام كنند.
دكتر هوارد كلي، جهت بررسي وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد. هنگامي كه متوجه شد بيمارش از چه شهري به آنجا آمده برق عجيبي در چشمانش درخشيد. بلافاصله بلند شد و به سرعت به طرف اطاق بيمار حركت كرد. لباس پزشكي اش را بر تن كرد و براي ديدن مريضش وارد اطاق شد. در اولين نگاه او را شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر براي نجات جان بيمارش اقدام كند. از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولاني عليه بيماري، پيروزي از آن دكتر كلي گرديد.
آخرين روز بستري شدن زن در بيمارستان بود. به درخواست دكتر هزينه درمان زن جهت تائيد نزد او برده شد. گوشه صورتحساب چيزي نوشت. آن را درون پاكتي گذاشت و براي زن ارسال نمود.
زن از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت. مطمئن بود كه بايد تمام عمر را بدهكار باشد. سرانجام تصميم گرفت و پاكت را باز كرد. چيزي توجه اش را جلب كرد. چند كلمه اي روي قبض نوشته شده بود. آهسته آن را خواند:
«بهاي اين صورتحساب قبلاً با يك ليوان شير پرداخت شده است!»


نویسنده : محبت | ساعت 9:45 روز یکشنبه بیستم بهمن 1387
| لینک ثابت

  ايران از نظر توليد علم بعد از انقلاب 90 پله صعود كرد
رئيس دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي:
ايران از نظر توليد علم بعد از انقلاب 90 پله صعود كرد

خبرگزاري فارس: رئيس دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي گفت: در حال حاضر ايران از نظر توليدات علمي رتبه 30سي‌ام جهان را دارد.


شاهين محمدصادقي در گفت‌و‌گو با خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس«توانا»، افزود: اوايل انقلاب اسلامي، ايران از نظر توليدات علمي در دنيا رتبه 120 را داشت كه به بركت انقلاب 90 پله صعود كرد به رتبه 30 در دنيا از نظر توليدات علمي ارتقا يافت.
وي افزود:‌ دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي سهم بزرگي در زمينه توليدات علمي در كشور دارد.ايجاد دانشكده‌هاي متنوع از افتخارات پس از انقلاب اين دانشگاه است. در حال حاضر 10دانشكده در زمينه‌هاي پزشكي، دندانپزشكي، طب سنتي در اين دانشگاه وجود دارد كه به طور متوسط سالانه حدود 200 نفر از آنها فارغ التحصيل مي‌شوند.
محمدصادقي اضافه كرد: هم اكنون بيش از 1200 عضو هيئت علمي و 1500 دانشجوي دوره‌هاي تخصصي و فوق تخصصي در اين دانشگاه مشغول به تدريس و تحصيل هستند كه درصد خوبي از جمع اعضاي هيئت علمي و دانشجويان اين دوره‌ها را در سراسر كشور را تشكيل مي‌دهند.
وي تصريح كرد: تاسيس 45 مركز تحقيقاتي از جمله مراكز تحقيقاتي سل، غدد و گوارش كه بسياري از طرح‌هاي ملي و حتي جهاني را به ثمر رساندند و حضور اساتيد دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي كه به نمايندگي از ايران در مجامع بين‌المللي مشغول به فعاليت هستند، از ديگر افتخارات اين دانشگاه به شمار مي‌رود.
رئيس دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي يادآور شد: در حال حاضر ايران از نظر انجام عمل پيوند كليه در جهان رتبه دوم را دارد و دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي از برترين‌هاي كشور در زمينه انجام عمل پيوند كليه محسوب مي‌شود.
وي خاطرنشان كرد: دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي با ‌ارائه خدمات بهداشتي-درماني به كشور‌هاي همسايه از جمله عراق و افغانستان و ارائه نوآوري‌هاي مختلف از قبيل ساخت پا و كبد مصنوعي و چسب هوشمند بافتي، نقش عمده‌‌اي را در دفاع از حيثيت علمي ايران در دنيا بر عهده گرفته است.
پيش از اين وزير بهداشت اعلام كرده بود كه ايران در توليد علوم پزشكي رتبه 28 دنيا را دارد و وعده داد با افزايش تعداد مقالات و توليد علم تا پايان سال به رتبه 25 ارتقاي جايگاه پيدا كنيم.
نویسنده : محبت | ساعت 9:4 روز یکشنبه بیستم بهمن 1387
| لینک ثابت

  جوك + اس ام اس


همه ی وجود سرمو رو شونه ی مهربونه تو میذارم و یواشکی دماغمو با لباست پاک

میکنم !

اون چیه که ماست میریزن توش بعدشم باهاش شلیک میکنن؟


خوب معلومه دیگه
تفنگ! ماست هم نکته ی انحرافی بود !

 

ای اس ام اس برو پیش اونی که دارم بهش فکر می کنم

.

.

یه دونه بزن تو سرش برگرد بیا با هم بهش بخندیم

یکی میره خواستگاری، اسم دختره پروانه بوده ولی اون که قاط زده بوده، یک بند بهش میگفته آهو خانوم! خلاصه وقتی دختره میاد چایی تعارف کنه، اون میگه: دست شما درد نکنه آهو خانوم! دختره شاکی میشه، میگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو. اون میگه: ای بابا فرقی نداره... حیوون حیوونه دیگه


یکی خیلی کار بد کرده بوده می برنش جهنم.
تو وسط راه میگن به تو یه آوانس میدیم ، میگه چی؟
میگن اینجا 2 نوع جهنم داریم یکی جهنم ایرانی ها و یکی جهنم خارجی ها.
میپرسه فرقش چیه؟
میگن تو جهنم خارجی ها هفته ای یک بار قیـر داغ میریزن تو دهنتون اما تو جهنم ایرانی ها هر روز.
خلاصه میگه من میرم تو جهنم خارجیا.
یه چند ماه بعد میبینه اینجا خیلی ناجوره میگه خوب شد تو جهنم ایرانی ها نرفتم که کارم زار بود اما بد نیست یه سری به اونها بزنم تا به اینجا راضی باشم خلاصه میره میبینه همه نشستن دارن حرف می زنند خبری هم از قیر داغ نیست ،می پرسه: جریان چیه؟
میگن: بابا اینجا یک روز قیر نیست ، یک روز قیف نیست ، یه روز قیر و قیف هست اما مامورش نیست!


یکی رفت انگلیس. صبح پاشد با زنش رفت بیرون توی خیابون.
یه مرده از کنارشون رد شد و گفت: «گود مورنینگ سر». اون جواب داد: «سر مورنینگ گود»!
زنش پرسید اوا آقا جعفر چی شد؟

گفت هیچی! این یارو انگلیسیه گفت: «سلام علیکم» و منم بهش گفتم: «علیکم سلام»

یه روز به یه مرد یه اسب می دن که برای اولین بار اسب سواری کنه اون هم بدون زین خلاصه مرد سوار اسب میشه و اسب همینطور که یورتمه می ره مرد به طرف عقب سر می خوره تا اینکه پس از مدتی به انتهای اسب (دم اسب) می رسه.

ناگهان داد می زنه: این اسب تموم شد یکی دیکه بیارین!!!

وسط شهر یه چاهی بوده، ‌هی ملت می‌افتادن توش، ‌زخم و می‌شدن. میان تو شهرداری یک جلسه برگذار می‌کنن که واسه این مشکل یک راه حلی پیدا کنن.
یکی از مهندسا پا میشه میگه: یافتم! ما یک آمبولانس می‌گذاریم بغل این چاه، ‌هرکی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. ملت همه هورا می‌کشن..آفرین!
یک مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق که همتون نفهمید!‌ آخه اینم شد راه حل؟! ملت میگن، خوب تو میگی چی‌کار کنیم؟ یارو میگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، که بدبخت جون داده ما باید یک بیمارستان کنار این چاه بسازیم، که همه بهش سریع دسترسی داشته باشن! ملت دیگه خیلی سر حال می شن، کف می‌زنن سوت می‌کشن، که ایول بابا تو چه مخی داری!‌

یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق هرچی بهمون میگن، حقمونه! آخه این شد راه حل؟! این همه خرج کنیم یک بیمارستان بسازیم کنار چاه که چی بشه؟ مردم تعجب می‌کنن،‌ میگن: خوب تو میگی چیکار کنیم؟ یارو میگه: بابا این که واضحه، ما این چاهو پر می‌کنیم، میریم نزدیک همه بیمارستانها یک چاههای زیادی حفر می کنیم!

بر گرفته از وبلاگ عمومي


نویسنده : محبت | ساعت 18:33 روز شنبه نوزدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  جوك از نوع يوزارسيف

هر کس در زمان فراوانی به ما ۷ اس ام اس بدهد . ما در زمان قحطی به او ۱۴ اس ام اس می دهیم ...!!!


مصادف شدن میلاد دخت یوزارسیف با دهه فجر را تبریک عرض می نماید


 به زودی گندم های آفت زده کاهنان از طریق کالا برگ !

به فرهنگیان عزیز اهدا میشود !!!



نویسنده : محبت | ساعت 18:23 روز شنبه نوزدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  در ادامه پست قبلي كه بايد بخندين...خوش باشين

چرا همه‌ي ما به دانشگاه آزاد عشق مي ورزيم؟

الف. چون اگر دانشگاه آزاد نبود ما بي‌سواد مانده و در نتيجه معتاد مي‌شديم.

ب. چون اگر دانشگاه آزاد نبود پدران ما ثروتمند شده و از ياد خدا غافل مي‌شدند.

ج. چون اگر دانشگاه آزاد نبود مردم از داشتن الگوي موفق مديريت محروم شده و جامعه دچار بحران مديريت مي‌شد.

د. چون اگر دانشگاه آزاد نبود مقدار زيادي از وسايل آرايشي و لباسهاي کوتاه و تنگ روي دست فروشنده هاي آنها باقي مي ماند

زن مثل ويروس مي‌مونه، وقتي وارد زندگيت بشه، جيبت رو اسكن مي‌كنه، لبخند رو ديليت مي‌كنه، مخت رو اديت مي‌كنه، برنامه‌هات رو دانلود مي‌كنه، آخرش هم هنگ مي‌كني!

ميدونيد به کشمش چي ميگن؟

.

.

.

.

بابا يکم فکر کن

.

.

معلومه ديگه انگور باز نشست

ميدوني پشه چند تا دندن داره؟

۴۳ تا

شک داری ؟ برو بشمار
نویسنده : محبت | ساعت 10:22 روز شنبه نوزدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  خنديدن فشار خون را كنترل مي‌كند
خنديدن فشار خون را كنترل مي‌كند خنديدن يكي از روش‌هاي درماني است كه معمولا به آن توجهي نمي‌شود. ميزان فشارخون بالا در كشورهاي صنعتي حدود 10 تا 20 درصد است كه شامل كشور آلمان نيز مي‌شود. معمولا هيپرتوني يا فشارخون بالا در بيماران هيچگونه علائمي ندارد و پس از اندازه‌گيري فشار خون مشخص مي‌شود. در بعضي از موارد سردرد، سرگيجه و خونريزي از بيني وجود دارد كه توجه بيمار و پزشك را به اين بيماري جلب مي‌كند.

ميزان فشار خون ايده آل حدود 120 به 80 است. وقتي فشار سيستولي بيشتر از 140 ميلي ليتر جيوه و فشار خون دياستولي بيشتر از90 ميلي ليتر جيوه باشد، امكان خطر وجود دارد. وضعيت سلامتي بيمار و فاكتورهاي مؤثر بر فشار خون را بايد درنظر داشت. يكي از اين فاكتورها وزن است.

تجربيات نشان مي‌دهد پايين آوردن وزن در كاهش فشار خون مؤثراست. يكي از مهم‌ترين عوامل براي پايين آوردن وزن، فعاليت‌هاي بدني و ورزش است؛ ورزش‌هايي مثل شنا و دوچرخه سواري پيشنهاد مي‌شود اما گردش‌هاي روزانه در طبيعت نيز از پيدايش اين بيماري جلوگيري مي‌كند. به غير از فعاليت‌هاي بدني، يوگا و ديگر روش‌هاي ضد‌كشش ماهيچه‌اي باعث توازن و هماهنگي بدن و روان مي‌شوند و تاثير مثبتي روي فشارخون دارند.روزانه بايد حدود 2 تا 3 ليتر مايعات نوشيده شود. سيگار كشيدن اكيدا ممنوع است. عامل ديگر، داشتن تغذيه مناسب است.

خوردن ماهي، ميوه وسبزيجات تازه پيشنهاد مي‌شود ولي مصرف مواد حاوي ناتريوم مثل نمك وادويه‌هاي تند و تيز زيانبار است. بسياري از داروهاي گياهي مانند سير مي‌توانند فشار خون را پايين بياورند.

نویسنده : محبت | ساعت 9:47 روز شنبه نوزدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  دختر 9 ساله جوانترين مهندس مايکروسافت
مهر: يک دختر 9 ساله هندي با ثبت رکوردي جديد و با پشت سر گذاشتن موفقيت آميز آزمون تخصصي IT شرکت مايکروسافت، به عنوان جوان ترين مهندس IT شرکت مايکروسافت انتخاب شد.

ام لاويناشري (M Lavinashree) دختر بچه اي 9 ساله از کشور هندوستان است که با پشت سر گذاشتن موفقيت آميز آزمون تخصصي IT شرکت مايکروسافت، عنوان جوان ترين مهندس IT اين شرکت را به خود اختصاص داد.

اين دختر بچه 9 ساله از اهالي منطقه اي به نام تاميل نادو در هندوستان است که طي هفته اخير موفق شد آزمون مايکروسافت را پشت سر بگذارد. وي جوانترين شخصي است که تا به حال موفق به پشت سر گذاشتن چنين آزموني شده است.

بر اساس گزارش PC world، آزمون گواهي حرفه اي شرکت مايکروسافت آزموني است که مخصوص متخصصان IT طراحي شده است و آخرين رکورد ثبت شده در کسب اين رتبه به کودک 10 ساله اي از پاکستان اختصاص داشت.



نویسنده : محبت | ساعت 16:37 روز جمعه هجدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  عشق حقیقی

 

موسی مندلسون، پدر بزرگ آهنگساز شهیر آلمانی، انسانی زشت و عجیب الخلقه بود. قدّی بسیار كوتاه و قوزی بد شكل بر پشت داشت.

موسی روزی در هامبورگ با تاجری آشنا شد كه دختری بسیار دوست داشتنی به نام فرومتژه داشت. موسی در كمال ناامیدی، عاشق آن دختر شد، ولی فرمتژه از ظاهر و هیكل از شكل افتاده او منزجر بود.

زمانی كه قرار شد موسی به شهر خود بازگردد، آخرین شجاعتش را به كار گرفت تا به اتاق دختر برود و از آخرین فرصت برای گفتگو با او استفاده كند. دختر حقیقتاً از زیبایی به فرشته ها شباهت داشت، ولی ابداً به او نگاه نكرد و قلب موسی از اندوه به درد آمد. موسی پس از آن كه تلاش فراوان كرد تا صحبت كند، با شرمساری پرسید:

- آیا می دانید كه عقد ازدواج انسانها در آسمان بسته می شود؟

دختر در حالی كه هنوز به كف اتاق نگاه می كرد گفت:

- بله، شما چه عقیده ای دارید؟

- من معتقدم كه خداوند در لحظه تولد هر پسری مقرر می كند كه او با كدام دختر ازدواج كند. هنگامی كه من به دنیا آمدم، عروس آینده ام را به من نشان دادند، ولی خداوند به من گفت:

- «همسر تو گوژپشت خواهد بود.»

درست همان جا و همان موقع من از ته دل فریاد برآوردم و گفتم:

«اوه خداوندا! گوژپشت بودن برای یك زن فاجعه است. لطفاً آن قوز را به من بده و هر چی زیبایی است به او عطا كن.»

فرومتژه سرش را بلند كرد و خیره به او نگریست و از تصور چنین واقعه ای بر خود لرزید.

او سالهای سال همسر فداكار موسی مندلسون بود
نویسنده : محبت | ساعت 16:35 روز جمعه هجدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  غنچه خندان
  ای غنچه خندان چرا خون در دل ما میکنی

           خاری بخود می بندی و ما را ز سر وا میکنی

      از تیر کجتابی تو آخر کمان شد قامتم

           کاخت نگون باد ای فلک با ما چه بد تا میکنی  

     ای شمع رقصان با نسیم آتش مزن پروانه را

             با دوست هم رحمي چو با دشمن مدارا ميكني

      با چون مني نازك خيال ابرو كشيدن از ملال

             زشت است اي وحشي غزال اما چه زيبا ميكني

     امروز ما بيچارگان اميد فرداييش نيست

        اين داني و با ما هنوز امروز و فردا ميكني

     اي غم بگو از دست تو آخر كجا بايد شدن

                در گوشه ميخانه هم ما را تو پيدا ميكني

    ما شهريارا بلبلان ديديم بر طرف چمن

               شور افكن و شيرين سخن اما تو غوغا ميكني...


نویسنده : محبت | ساعت 16:26 روز جمعه هجدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  نخست وزيري 13 ساله و هم‌جنس‌گرا

خبرگزاري فارس:هويدا به عنوان يك "هم‌جنس‌گرا " نه تنها در ميان "خواص " درباري بلكه در سطح جامعه نيز شهرت كافي داشت و محمدرضاپهلوي از اين شهرت به خوبي مطلع بود.


*سقوط هويدا

درباره علل بركناري هويدا، ارتشبد فردوست در خاطرات خود توضيح كافي داده است. براي شناخت دقيق‌تر اين جابه‌جايي مهره‌ها اسناد زير گوياست:

براي  مطالعه ادامه مطلب كليك كنيد


نویسنده : محبت | ساعت 17:28 روز پنجشنبه هفدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  اسناد انقلاب: رييس ساواك:دانشجويان چادري بايد توسط اعضاي حزب رستاخيز هو شوند

خبرگزاري فارس: به معاون مديركل حزب (رستاخيز) اطلاع داده شود كه اصول و مبادي صحيح مذهب بايد به وسيله دانشجويان حزب‌، تقويت و نسبت به خرافات مبارزه شود با مسخره كردن و هو كردن كلاغ سياه و نظاير آن كاري كنند كه نتوانند با چادر بيايند يا چادر را از سر بردارند.


موضوع‌: استفاده دانشجويان دختر از چادر
از اوايل سال تحصيلي جاري تعداد زيادي از دانشجويان دختر (به ويژه سال اول‌) با چادر به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي رفت و آمد مي‌نمايند. چون موضوع قابل توجه به نظر مي‌رسد، لذا خواهشمند است دستور فرمايند در مورد ادامه اين وضع و يا جلوگيري از ورود آنان به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي نظريه اعلام دارند. رئيس شهرباني كشور ـ سپهبد صمديانپور

*به معاون مديركل حزب (رستاخيز) اطلاع داده شود كه اصول و مبادي صحيح مذهب بايد به وسيله دانشجويان حزب‌، تقويت و نسبت به خرافات مبارزه شود با مسخره كردن و هو كردن كلاغ سياه و نظاير آن كاري كنند كه نتوانند با چادر بيايند يا چادر را از سر بردارند(دستخط نصيري‌)

*اوامر به آقاي مهدوي قائم مقام دبيركل حزب‌، ابلاغ شد. به شهرباني كشور جواب داده شود در اين مورد قرار است از طرف حزب رستاخيز ملت ايران‌، اقدامات لازم صورت گيرد. ادارات يكم و چهارم نيز در جريان قرار گيرند.(دستخط و امضاي ثابتي‌)

نویسنده : محبت | ساعت 17:24 روز پنجشنبه هفدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  «کم گوی و گزیده» به قلم سعیده موسوی زاده
«کم گوی و گزیده گوی چون دُر»
جانم در گوش من نزن غُر
در محضر  مادران شوهر
خاموش! که می شوند دلخور
مادر به تو چشم غره ای رفت
از ترس شدم به رنگ آجر
می رفت فشار خون مادر
تا قله ی برج، بی آسانسور
دعوا که نه، شد بگو مگویی
می بخشی اگر که گشت سانسور!
بیچاره عیال من کم آورد
در خاتمه گریه کرد شُر شُر
آوخ! من زن ذلیل بدبخت
از هر سه طرف گرفته ام گُر

به ادامه مطلب برويد


 ادامه مطلب
نویسنده : محبت | ساعت 10:8 روز پنجشنبه هفدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  دهه فجر مبارك
برخیز که فجر انقلاب است امروز , بیگانه صفت خانه خراب است امروز . هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد , از لطف خدا نقش بر آب است امروز . ۲۲ بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلام مبارک باد .

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران , اندیشه باور شد در امتداد باران . بر صخره های همّت جوشیده خون غیرت , بانگ سرود و وحدت آید ز چشمه ساران . و الفجر بهمن آمد فصل شکفتن آمد , بر پهندشت باور، خالی است جای یاران . دهه فجر بر همگان مبارک

براي خواندن اس ام اس هاي دهه فجر كليك كنيد


نویسنده : محبت | ساعت 16:51 روز چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  چه جوراب خوشمزه اي

Click to view full size image




نویسنده : محبت | ساعت 16:25 روز چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  شبی از پشت یك تنهایی نمناك و بارانی

تو را با لهجه گل های نیلوفر صدا كردم

تمام شب برای با طراوت ماندن

باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم 

پس از یك جست وجوی نقره ای در كوچه های آبی احساس

تو را از بین گل هایی كه در تنهاییم روییدند با حسرت جدا كردم

و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی:

دلم حیران و سرگردان چشمانیست رویایی و من

تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی

از تنهایی و حسرت رها كردم.

این بود آخرین حرفت و رفتی...!

و من بعد ار عبور تلخ و غمگینت

چشم هایم را به روی اشكی از جنس غروب ساكت و نارنجی

خورشید وا كردم.

نمی دانم چرا رفتی...؟ 

نمی دانم چرا...؟

ادامه




نویسنده : محبت | ساعت 16:18 روز چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  اس ام اس خنده دار
و این گونه بود که پس از دیدار یوسف و زنان مصر پرتقال خونی به بازار آمد !

 
 یه بنده خدایی پاش درد میکرد ‏
 
 استامینوفن میذاره تو جورابش !


 گدايی زنگ خونه پيرزنی رو می زنه
 
 پير زن میگه : باز اومدی گدايی ؟
 
 گدا هم جواب می ده : پس توقع داشتی بيايم
 
 خواستگاری !‏

 از یه معتاد می پرسن فرق تو با یه ورزشکار چیه ؟
 
 میگه اون تکنیکی کار می کنه ، من پیکنیکی‎ !



نویسنده : محبت | ساعت 9:11 روز چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  مادر
مادر من فقط یك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود

اون برای امرار معاش خانواده برای معلم و بچه ها مدرسه ای ها غذا می پخت

یك روز اومده بود  دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره

 خیلی خجالت كشیدم . آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه ؟

 به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم وفورا   از اونجا دور شدم

روز بعد یكی از همكلاسی ها منو مسخره كرد و گفت  هووو .. مامان تو فقط یك چشم داره

فقط دلم میخواست یك جوری خودم رو گم و گور كنم .  كاش زمین دهن وا میكرد و منو ..كاش مادرم  یه جوری گم و گور میشد...

روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال كنی چرا نمی میری ؟

براي مطالعه ادامه داستان به ادامه مطلب برويد


 ادامه مطلب
نویسنده : محبت | ساعت 8:47 روز چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  
خانم معلم ریاضی که به یک پسر 7 ساله بنام آرنو ریاضی یاد می داد ...ازش پرسید:
آرنو اگر من بهت یک سیب و یک سیب و یکی بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟
تا چند ثانیه آرنو با اطمینان گفت :4 تا!
معلم نگران شده انتظار یک جواب صحیح وآسان رو داشت (3).
خانم معلم نا امید شده بود .او فکر کرد "شاید بچه خوب گوش نکرده است"او تکرار کردآرنو:خوب گوش کن آن خیلی ساده است تو می تونی جواب صحیح بدهی اگر به دقت گوش کنی .اگر من به تو یک سیب و یک سیب دیگه و یکی بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟
آرنو که در قیافهء معلمش نومیدی می دید دوباره شروع کرد به حساب کردن با انگشتانش در حالیکه او دنبال جوابی بود که معلمش رو خوشحال کند تلاش او برای یافتن جواب صحیح نبود تلاشش برای یافتن جوابی بود که معلمش را خوشحال کند .برای همین با تامل پاسخ داد" 4".....
نومیدی در صورت معلم باقی ماند . به یادش اومد که آرنو توت فرنگی رو دوست دارد.او فکر کرد شاید آرنو سیب رو دوست ندارد و برای همین نمی تونه تمرکز داشته باشه.در این موقع او با هیجان فوق العاده و چشمهای برق زده پرسید:آرنو اگرمن به تو یک توت فرنگی و یکی دیگه و یکی بیشتر توت فرنگی بدهم تو چند تا توت فرنگی خواهی داشت آرنو؟
معلم خوشحال بنظر می رسید آرنو با انگشتانش دوباره حساب کرد .هیچ فشاری در آرنو وجود نداشت ولی یک کم درخانم معلم بوداو موفقیت جدیدی برای آرنو می خواست و آرنو با تامل جواب داد "3"؟!
حالا خانم معلم تبسم پیروزمندانه داشت. برای نزدیک شدن به موفقیتش او خواست به خودش تبریک بگه ولی یه چیزی مونده بود او دوباره از آرنو پرسید اگر من به تو یک سیب و یک سیب دیگه و یکی دیگه بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟
آرنو فوری جواب داد "4"!
خانم معلم مبهوت شده بود و با صدای گرفته و خشمگین پرسید چطو آرنو چطور؟
آرنو با صدای کم و با تامل پاسخ داد "برای اینکه من قبلا یک سیب در کیفم داشتم "!!!

نتیجهء اخلاقی:اگر کسی جواب غیر قابل انتظاری به سوال ما داد ضرورتا آن اشتباه نیست شاید یه بعدی از آن را ابدا نفهمیدیم.!!!

 


نویسنده : محبت | ساعت 9:53 روز سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  هميشه آغوش مادر پناه گاه مطمئني است
  
نویسنده : محبت | ساعت 7:45 روز سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  ما جزء كدام دسته ايم؟
پيامبر اسلام فرمودند:

مردم چهار دسته اند:

بخشنده یا جوانمرد یا بخیل و یا فرومایه

بخشنده آن است که بخورد و بخوراند

جوانمرد آن است که نخورد و بخوراند

بخیل آن است که بخورد و نخوراند

فرومایه آن است که نه بخورد و نه بخوراند

ما جزء كدام دسته ايم؟؟


نویسنده : محبت | ساعت 7:28 روز سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  ازدواج يك زيبا رو با يك نابغه
می گویند "مریلین مونرو " یک وقتی نامه ای نوشت به " البرت انیشتین " که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه ها یمان با زیبایی من و هوش و نبوغ تو چه محشری می شوند !

آقای " انیشتین " هم نوشت : ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم .واقعا هم که چه غوغایی می شود ! ولی این یک روی سکه است . فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود !

 


نویسنده : محبت | ساعت 7:17 روز سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  ظاهرا قرار است اخراجی ها مرغ عزاوعروسي باشد
هنرمندان-مسعود ده نمكي- بوی توطئه بد جوری فضای پشت صحنه را گرفته .حضرات به جای رعایت قواعد بازی از پشت خنجر می زنند .حذف فیلم از بخش مسابقه را جدی نگرفتیم اما   عدم امکان نمایش فیلم در  مشهدو حتی سینمای ارشاد را دیگر نمی توان به پای تصادف گذاشت..

ظاهرا قرار است اخراجی ها مرغ عزا و عروس باشد .همه تلاش ها براي ديده نشدن  اخراجي ها دارد نتيجه مي دهد...

اي كاش از اول مي گفتند ما فيلم شما را نمي خواهيم ديگر اين زير پا كشي ها را نمي خواهد.اگر شرم حضور از مردمي كه مشتاق ديدن اين كار ولو ضعيف نبود عطاي اين جشنواره را به لقايش مي بخشيدم...

کوتاه نوشتم که نگویند باز آشوب شده ولی این رفتار عوامل پشت صحنه نشان از اراده ای برای حذف تدریجی فیلم دارد.

تصمیم مقتضی را امروز یا فردا می گیرم

منبع:وبلاگ شخصي مسعود ده نمكي


نویسنده : محبت | ساعت 7:0 روز سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  مجروحان فلسطيني در بيمارستان‌هاي مصر شكنجه مي‌شوند

خبرگزاري فارس: شماري از نمايندگان پارلمان مصر اعلام كردند كه مجروحان فلسطيني در بيمارستان‌هاي مصر بازجويي شده و تحت شكنجه قرار مي‌گيرند.


نویسنده : محبت | ساعت 6:57 روز سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  دستور زبان عشق

دست عشق از دامن دل دور باد!
می‌توان آیا به دل دستور داد؟


می‌توان آیا به دریا حكم كرد
كه دلت را یادی از ساحل مباد؟


موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟


آنكه دستور زبان عشق را
بی‌گزاره در نهاد ما نهاد


خوب می‌دانست تیغ تیز را
در كف مستی نمی‌بایست داد

قيصر امين پور

 
نویسنده : محبت | ساعت 9:27 روز یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

   پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران گرامي باد

خبرگزاري فارس: سفارت جمهوري اسلامي ايران در پاريس، به مناسبت سالروز بازگشت تاريخي امام خميني (ره) به كشور، جشن انقلاب را در دهكده نوفل لوشاتو برگزار مي‌كند.


به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس در پاريس، سفارت جمهوري اسلامي ايران در فرانسه امسال نيز همانند سال‌هاي گذشته در آستانه ايام مبارك دهه فجر، جشن انقلاب را در دهكده نوفل لوشاتو در اطراف پاريس، محل اقامت امام خميني (ره) در زمان تبعيد به فرانسه برگزار خواهد كرد.
اين برنامه در امروز سيزدهم بهمن ماه با حضور ايرانيان و ديگر مسلمانان برگزار خواهد شد.

شركت كنندگان در اين برنامه با زنده نگه داشتن ياد و خاطره آن ايام، با آرمان‌هاي انقلاب و امام راحل تجديد پيمان خواهند كرد.




نویسنده : محبت | ساعت 9:15 روز یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

  چند تا جوك و اس ام اس جديد
یک کلاغ با یه زرافه عروسی می کنه بچشون کلافه می شه

میدونی بی نمک ترین آدم دنیا کیه؟

تویی…! آخه عسل که نمک نداره


اگر تو با من باشی … چراغ خونه ام باشی


اونقدر روشن خاموشت می کنم تا بسوزی!


عزیز دلم اگه تمومه تمومه تمومه دنیا جمع بشن بخوان تورو از من بگیرن
میگم چرا شما زحمت كشیدین!!!
خودم می آوردمش !


فهميدن عشق را چه مشکل کردند ما را ز درون خويش غافل کردند انگار کسي به فکر ماهي ها نيست سهراب بيا که آب را گل کردند

ای که پا گذاشتی رو عشقه من ؛ ای که در را بستی به روی من ؛ درو باز کن دستم مونده لای در


http://i.friendfeed.com/a94fd9e627b2ecff34fa2d3a3275f1c7244c950c

شعر روي اسكناس:

بسوزد پدر سربازي كه جگر را سوزاند

دوست دخترم مادر شد من هنوز سربازم



نویسنده : محبت | ساعت 9:40 روز شنبه دوازدهم بهمن 1387
| لینک ثابت

   حمله شديداللحن رو‌ در‌ رو و بي‌سابقه نخست وزير تركيه به رئيس رژيم صهيونيستي
خبرگزاري فارس: رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه ساعاتي پيش در جريان اجلاس اقتصاد جهاني در داووس، در حضور سران كشورهاي جهان كه شيمون پرز رئيس جمهور اسرائيل نيز در ميان آنان بود، شخص وي و سياست‌هاي دولت رژيم صهيونيستي را به شكلي بي‌سابقه و غير منتظره مورد حمله قرار داد.



براي خواندن ادامه مطلب اينجا را كليك كنيد
نویسنده : محبت | ساعت 9:5 روز شنبه دوازدهم بهمن 1387
| لینک ثابت