تبليغاتX
.:محبت:.
به نام وجودي كه وجودم ز وجودش گشته موجود
 

محبت
وبلاگ در زمینه نقد فیلم ، عكس ،ادبیات معاصر ، شعر فارسی ، جوك و البته اين اواخر سبزك ستيزي

  صفحه نخست | عناوین مطالب وبلاگ | rss

  تختخواب احمدي نژاد!

اين عكس احتمالا در يكي از سفرهاي استاني از آقاي احمدي نژاد گرفته شده است.


نویسنده : محبت | ساعت 12:43 روز دوشنبه سی و یکم فروردین 1388
| لینک ثابت

  شما هم دعوت داريد...
http://www.ayandenews.com/files/fa/news/1388/1/29/7748_391.jpg


نویسنده : محبت | ساعت 12:0 روز یکشنبه سی ام فروردین 1388
| لینک ثابت

  آدمی گر ایستد بر بام عشق
مهربانی را اگر قسمت کنیم

من یقین دارم به ما هم می رسد

آدمی گر ایستد بر بام عشق

دستهايش تا خدا هم مي رسد

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com                                                   تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com


نویسنده : محبت | ساعت 15:52 روز پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388
| لینک ثابت

   هفت سين احمدي نژاد
هفت سين احمدي نژاد:

1- سهام عدالت

2- سفرهاي استاني

3- ساده زيستي

4-سوخت هسته اي

5- سهميه بندي بنزين

6 سربلندي حزب الله و غزه

7- سفينه اميد


نویسنده : محبت | ساعت 11:38 روز پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388
| لینک ثابت

  ماجراي تاجر و ميمونها

در زمان های قدیم، تاجری به روستایی كه ميمون هاي زيادي در جنگل هاي حوالي آن وجود داشت رفت و خطاب به مردم روستا گفت: من ميمون هاي اينجا را خريدارم و حاضرم به ازای هر میمون ۱۰ دلار به فروشنده پرداخت می کنم. مردم روستا که جنگل مجاور روستایشان پر از میمون بود خوشحال شدند و به راحتي معامله را قبول کردند.
به نظر آنها قیمت بسيار منصفانه بود. در مدت کوتاهی بیش از هزار میمون را گرفتند و هر میمونی را ۱۰ دلار به آن تاجر فروختند.

فردای آن روز مرد تاجر دوباره به روستا آمد و به روستائيان گفت: هر میمون را ۲۰ دلار از شما می خرم. این بار روستاییان دوباره زمین های کشاورزی خود را ترک کردند و تلاششان را برای گرفتن میمون ها بكار گرفتند. اما ظاهرا تعداد میمون هاي باقيمانده کمتر شده بود. در آن روز فقط ۵۰۰ میمون را گرفته و فروختند.
روز بعد مجددا آن مرد تاجر به روستا آمد و این بار پیشنهاد ۵۰ دلاری به ازای هر میمون را به ساكنان آن روستا داد. او به مردم گفت: امروز من در شهر کاری را بايد انجام دهم ولی معاون من اینجا می ماند و به نمایندگی من میمون ها را از شما می خرد.
مردم روستا بسيار مشتاق شده بودند. هر میمون ۵۰ دلار! اما مسئله این بود که همه میمون ها را آنها گرفته بودند و ديگر میمونی برای فروختن باقی نمانده بود !
روستائيان نزد معاون تاجر رفتند و ماجرا را به او گفتند. معاون بعد از کمی تامل خطاب به روستائيان گفت: این میمون ها را در قفس مي بينيد؟ من حاضرم آنها را به قیمت هر میمون ۳۵ دلار به شما بفروشم و زمانی که تاجر برگشت شما می توانید آنها را به قیمت ۵۰ دلار به او بفروشید.
ظاهرا معامله ي پر منفعتي بنظر مي رسد، ولي غافل از حيله اي كه در آن نهفته است...
بدين ترتيب مردم به خانه هایشان رفتند و هر چه پس انداز داشتند را برای خرید میمون ها آوردند و هر ميمون را بمبلغ 35 دلار از معاون تاجر خريداري كردند.

بله. چشمتان روز بد نبيند! از فردا مردم آن روستا دیگر نه آن مرد تاجر را دیدند و نه دستشان به آن معاون رسيد! و تنها میمون ها بودند که با از دست رفتن سرمايه ي روستائيان دوباره در آن روستا ساكن شدند...
 از كلمات قصار


نویسنده : محبت | ساعت 23:55 روز چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388
| لینک ثابت

  مرغ هاي فرفري!
مرغهاي فرفري لهستاني تخم گذارهاي خوبي نيستند ولي به دليل ظاهر عجيب و غريبشان مورد علاقه شديد صاحب خود هستند. اين سه مرغ که فربال، فيز و فاز نام دارند متعلق به سوزي بالدوين مي باشند. پر اين مرغها به سمت بيرون است که باعث شده ظاهري متفاوت با مرغهاي معمولي داشته باشند.

گردآوري: آناهيتا پارساپور

منبع: Mail Online














نویسنده : محبت | ساعت 9:40 روز سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388
| لینک ثابت

  بدون شرح...

تماشاگران هر یك ساعت به روز می شودwww.tamashagaran.veb.ir


نویسنده : محبت | ساعت 21:59 روز یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388
| لینک ثابت

  پدر گنهاكار را بايد درآورد

به يكي گفتم از مادرت بابت اين غذاي خوشمزه تشكر نمي‌كني؟ گفت همين كه من با اشتهاء و خوب آن را خوردم خودش تشكر بود.

اين حرف خيلي پرمغز است و او از اين بابت دانشمند شده هرچند كوچك بود. مي‌دانيد چرا؟ چون او دانسته كه مادرش زحمت كشيده تا غذايي خوب و باب ميل او درست كند و حالا كه با اشتهاء خورده، تمام خستگي را از تن او به در كرده است و عملا گفته كه «دستت درد نكند، چقدر خوشمزه بود». اين تشكر عملي است كه فراتر از تشكر زباني است. البته بايد به زبان هم آورد. اما تصور كنيد اگر او آن غذا را نمي‌خورد و يا بدتر، مي‌گفت اين چه غذايي است و آن را دور مي‌ريخت، چه حالي به مادر دست مي‌داد. پدر گنهاكار را بايد درآورد...


نویسنده : محبت | ساعت 18:8 روز یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388
| لینک ثابت

  تو نيكي ميكن و در دجله انداز...
در نور کم غروب، جیم زن سالخورده اي را ديد که در کنار جاده درمانده،منتظر بود. در آن نور کم متوجه شد که او نياز به کمک دارد جلوي مرسدس زن ايستاد و از اتومبيلش پياده شد. در اين يک ساعت گذشته هيچ کس نايستاده بود تا به زن کمک کند. زن به خود گفت مبادا اين مرد بخواهد به من صدمه اي بزند؟ ظاهرش که بي خطر نبود فقير و گرسنه هم به نظر مي رسيد. جیم زن را که در بيرون از ماشينش در سرما ايستاده بود ديد و متوجه آثار ترس در او شد. گفت: خانم من آماده ام به شما کمک کنم. بهتر است شما برويد داخل اتومبيل که گرمتر است، ضمنا" اسم من جیم آندرسون است.
فقط لاستيک اتومبيلش پنچر شده بود، اما همين هم براي يک زن سالخورده مصيبت محسوب مي شد. جیم در مدت کوتاهي لاستيک را عوض کرد زن گفت اهل سنتلوئيس است و عبوري از آنجا مي گذشته است. تشکر زباني براي کمک جیم کافي نبود، از او پرسيد که چه مبلغ بپردازد. هر مبلغي مي گفت مي پرداخت، چون اگر او کمکش نمي کرد هر اتفاقي ممکن بود بيفتد. جیم معمولا براي دستمزدش تامل نمي کرد اما اين بار براي مزد کار نکرده بود، براي کمک به يک نيازمند کار کرده بود، و البته در گذشته افراد زيادي هم به او کمک کرده بودند.
او به خانم گفت که اگر واقعا مي خواهد مزد او را بدهد دفعۀ بعد که نيازمندي را ديد به او کمک کند و افزود:" و آن وقت از من هم يادي کنيد". خانم سوار اتومبيلش شد و رفت چند کيلومتر جلوتر کافه اي را ديد. به آن کافه رفت تا چيزي بخورد. پيشخدمت زن پيش آمد و حوله تميزي آورد تا خانم موهايش را خشک کند. پيشخدمت لبخند شيريني داشت، لبخندي که صبح تا شب سرپا بودن هم نتوانسته بود محوش کند. آن خانم ديد که پيشخدمت باردار است، با اين حال نگذاشته بود که فشار ناشی ار کار روزانه تغييري در رفتارش بدهد. آن گاه به ياد جیم افتاد، وقتي آن خانم غذايش را تمام کرد، صورتحساب را با يک اسکناس صد دلاري پرداخت.
 پيشخدمت رفت تا بقيه پول را بياورد وقتي برگشت، آن خانم رفته بود پيشخدمت نفهميد آن خانم کجا رفت. بعد متوجه شد چيزي روي دستمال سفره نوشته شده است با خواندن آن اشک به چشمش آمد." چيزي لازم نيست به من برگرداني من هم در چنين وضعي قرار داشتم شخصي به من کمک کرد همان طور که من به تو کمک کردم اگر واقعا مي خواهي دين خود را ادا کني اين کار را بکن نگذار اين زنجيرۀ عشق همين جا به تو ختم شود".
زير دستمال چهارصد دلار ديگر هم بود. آن شب پیشخدمت به آن نوشته و پول فکر مي کرد، آن زن از کجا میدانست او و شوهرش جیم آندرسون به این پول سخت نیاز داشتند؟


نویسنده : محبت | ساعت 19:33 روز چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388
| لینک ثابت

  وفات حضرت فاطمه معصومه (س) بر عموم شیعیان تسلیت باد.

امت من با شفاعت او (فاطمه معصومه علیه السلام ) وارد بهشت خواهند شد .                       امام صادق (ع)

هر کس (حضرت معصومه علیه السلام ) را در قم زیارت کند ، چنان است که مرا زیارت کرده است .    امام رضا (ع)

هر کس او را با شناخت زیارت کند ، بهشت پاداش او خواهد بود .                                            امام رضا (ع)

هر کس عمه ام (حضرت معصومه علیه السلام ) را در قم زیارت کند ، بهشت پاداش او است .         امام جواد (ع)

 


نویسنده : محبت | ساعت 8:19 روز دوشنبه هفدهم فروردین 1388
| لینک ثابت

  حكايت
شاه عباس از وزير خود پرسيد:"امسال اوضاع اقتصادي كشور چگونه است؟"
وزير گفت:"الحمدالله به گونه اي است كه تمام پينه دوزان توانستند به زيارت كعبه روند!!"
شاه عباس گفت:"نادان اگر اوضاع مالي مردم خوب بود كفاشان مي بايست به مكه مي رفتند نه پينه دوزان، چونكه مردم نمي توانند كفش بخرند ناچار به تعميرش مي پردازند، بررسي كن و علت آن راپيدا نما تا كار را اصلاح كنيم."..............از بادرود آزاد


نویسنده : محبت | ساعت 8:9 روز دوشنبه هفدهم فروردین 1388
| لینک ثابت

  تصاوير مسعود شصتچي روي تي‌شرت کشورهاي حوزه خليج‌فارس
سريال مسعود شصتچي در امارات و بحرين همچون سال گذشته، با استقبال روبه‌رو شد و ايراني‌هاي مقيم اين کشورها، اوقات فراغت خود را با اين سريال مي‌گذراندند. لازم به يادآوري است، سال گذشته، لوح فشرده فيلم مرد هزارچهره، زودتر از ايران در امارات منتشر شد
در همهمه شرايط بد اقتصادي در کشورهاي آن سوي خليج‌فارس، برخي از طراحان لباس مقيم امارات متحده عربي، دست به ابتکاري عجيب براي پول درآوردن زدند.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، عده‌‌اي از طراحان لباس ايراني مقيم امارات، با توجه به محبوبيت مهران مديري و سوژه جديدش «مسعود شصتچي» در سريال «مرد دو هزار چهره»، تصوير رايانه‌اي مسعود شصتچي با شورت ورزشي را تهيه و با چاپ آن بر روي لباس‌هاي توليدي، به بازار روانه کردند.

اين تي‌شرت‌ها که پشت آنها کلمه «امپراتور شصتچي» نيز به چشم مي‌خورد، به رنگ‌هاي سفيد، آبي و قرمز به بازار آمده است.
گفته‌ مي‌شود، اين تي‌شرت‌ها به زودي به ايران نيز ارسال خواهد شد.

اين گزارش مي‌افزايد: سريال مسعود شصتچي در امارات و بحرين همچون سال گذشته، با استقبال روبه‌رو شد و ايراني‌هاي مقيم اين کشورها، اوقات فراغت خود را با اين سريال مي‌گذراندند.

لازم به يادآوري است، سال گذشته، لوح فشرده فيلم مرد هزارچهره، زودتر از ايران در امارات منتشر شد
برگرفته از مهران مديري


نویسنده : محبت | ساعت 8:0 روز دوشنبه هفدهم فروردین 1388
| لینک ثابت

  اگه یه سیب بیفته روی سرت، چه کار می کنی؟
یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد، و آن مرد شعری درباره یک سیب نوشت: زندگی یک سیب است، گاز باید زد با پوست...


نویسنده : محبت | ساعت 15:57 روز شنبه پانزدهم فروردین 1388
| لینک ثابت

  اخراجي هاي 2 ركورد فروش سينماي ايران را زد .

بي بي سي در خبر خود اعلام كرد:

اخراجي هاي 2 ركورد فروش سينماي ايران را زد .


شبكه خبري بي بي سي فارسي در گزارش مفصلي به بررسي دلايل موفقيت فيلم اخراجي هاي 2 پرداخت

اين شبكه تلويزيوني شب گذشته در خبر ساعت 22 به وقت تهران با بررسي اجمالي سينماي دفاع مقدس در ايران و ركود اين سينما بويژه در سال هاي اخير از فروش ميلياردي اخراجي هاي 2 تنها در چند روز اول نمايش صحبت به ميان آورد وبه فروش روزافزون اين فيلم اشاره كرد.



نویسنده : محبت | ساعت 15:35 روز شنبه پانزدهم فروردین 1388
| لینک ثابت

  چهارشنبه سوري و 13 بدر ، هولوکاست ايراني

در زمان خشايار شاه هخامنشي نيز، زماني که " اِستر" يهودي همسر وي مي‌شود با راهنمايي‌هاي "مُردخاي" که عموي استر و وزير خشايار شاه بوده، دستوري از شخص خشايارشاه دريافت مي‌کند تا همه مخالفين خود را از دم تيغ بگذرانند و در روز 13 ماه اَدرار (روز جشن پوريم که تقارن با چهارشنبه سوري دارد) بنا به روايت خود کتاب عهد عتيق، باب استر، صفحه 501، تنها در يک روز بيش از 75 هزار ايراني را در سرتاسر امپراطوري هخامنشي از بين برده و يک هولوکاست ايراني را رقم مي‌زنند. جشن پوريم که اکنون نيز يهوديان جهان هر ساله آن را با شکوه جشن ميگيرند دقيقا برابر است با سيزده به در آن زمان ما ايرانيها و چون در زمان خشايار شاه کشتار ايرانيها توسط يهود مصادف با 13 فروردين بود مردم ايران به دشت و دمن فرار کردند تا از کشتار يهود در امان باشند و اين موضوع اکنون بين ما ايرانيها هست که 13 را نحس دانسته و معتقديم بايد در اين روز خارج از خانه باشيم.

برگرفته از

http://jokesms.parsiblog.com/875486.htm  
نویسنده : محبت | ساعت 10:16 روز پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388
| لینک ثابت

  سانس فوق العاده اخراجي هاي 2
ديروز دوازدهم فروردين 1388 براي ديدن اخراجيهاي 2 به سينما رفتيم اولين چيزي كه جلب توجه ميكرد جمعيت زياد جلوي گيشه فروش بليت اخراجي ها بود بعد از آنكه مدتي در جلوي گيشه صف مانديم مسئولش گفت كه ديگر جا ندارند و به سينماي مجاور برويم .

يك نكته جالب ديگر هم لبخندهاي مداوم حاكي از خوشحالي مسئول در ورودي سالن بود كه قطع نميشد خلاصه بعد از تهيه بليت  دو هزار توماني به داخل رفتيم. جمعيت انبوهي داخل سالن نشسته بودند و از همه تيپي هم قابل مشاهده بود وقتي فيلم شروع شد سكوت اندكي در فضا حكم فرما شد اما همچنان پچ پچ و صداي دست و كف مي آمد و گاهي ما براي شنيدن ديالوگي دچار مشكل ميشديم.

مسعود ده نمكي در اخراجيهاي 2 بيشتر بر روي واقعيات تلخ و شيريني كه بر اسرا در طول سالهاي اسارت گذشته بود تمركز كرده و وطن پرستي را هم به طرز جالبي با سرود پايان فيلم كه توسط اسرا در اردوگاه اجرا شد به نمايش گذاشت در پايان صداي تشويق تماشاگران بود كه قبل از تيتراژ پاياني بلند شد  اميدواريم همه سينما گران در ساختن فيلمهاي ارزشي و عميق موفق باشند       محبت فروردين 1388







نویسنده : محبت | ساعت 9:58 روز پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388
| لینک ثابت

  برف در يازدهم فروردين 1388

امروز بعد از ديدن برف انهم در فروردين ماه كلي متعجب شديم و اين هم عكس برف كه ده دقيقه قبل گرفتم


نویسنده : محبت | ساعت 9:52 روز سه شنبه یازدهم فروردین 1388
| لینک ثابت

  سگ نازپرورده شاه اردن در بيمارستاني در اسرائيل مرد!!!!!!!!!!!

خبرگزاري فارس:روزنامه صهيونيستي "يديعوت آحارونوت " نوشت: سگ نازپروده شاه اردن كه براي درمان به طور محرمانه به بيمارستاني در اسرائيل منتقل شده بود، با وجود تلاش پزشكان مرد.



خدايا پول بي زبان را در جيب چه كساني ريخته اي ؟؟؟

نویسنده : محبت | ساعت 9:24 روز سه شنبه یازدهم فروردین 1388
| لینک ثابت