تبليغاتX
.:محبت:.
به نام وجودي كه وجودم ز وجودش گشته موجود
 

محبت
وبلاگ در زمینه نقد فیلم ، عكس ،ادبیات معاصر ، شعر فارسی ، جوك و البته اين اواخر سبزك ستيزي

  صفحه نخست | عناوین مطالب وبلاگ | rss

  مرد سالاري يعني اين...


پدر راهنمایی می کرد و پسر در حالی که نگاهش با چپ و راست شدن دست پدرش همراه شده بود به سخنانش گوش می کرد.

-- زن مثل گردو می مونه باید خردش کرد و بعد مغزش را درآورد و جوید.

-- زن مثل زعفرونه باید حسابی بکوبیش تا خوب عطر و رنگ بده.

-- زن مثل نمد میمونه باید یک نقشی بهش داد و تا میخوره کوبید تو سرش تا شکل بگیره.

-- زن مثل ……………

پسر فریاد کشید : مواظب باش داره می سوزه …

پدر دستش را گزید و برسرش کوبید و گفت: خدا به دادم برسه، بيچاره شدم، این عزیزترین لباس مادرته!!



نویسنده : محبت | ساعت 16:25 روز شنبه شانزدهم آبان 1388
| لینک ثابت